برخاسته بود به زودى به وى پيوست و از حكام آخسقه و قارص نيز دعوت به اتحاد بر عليه ينىچريان شد .
ابازه پاشا به بهانهء انتقامجويى با سپاه خود به سوى استانبول حركت نمود . حاكم مرعش را به علت خيانت به قتل رساند . ابازه پاشا در طول راه هر كجا به ينىچريان مىرسيد مىكشت و اموالش را ضبط مىكرد . به زودى ابازه پاشا با چهل هزار سپاهى خود را به آنكارا رساند . در 11 جمادى الاول 1032 / 13 مارس 1623 ينىچرى چورباشىسى كه جهت تحقيق دربارهء عصيان ابازه پاشا به ارزروم رفته بود به استانبول برگشته و خبرهاى دهشتناكى آورد . اطلاعات وى حاكى از اين بود كه او از قبول مصطفى پاشا به عنوان والى ارزروم استنكاف نموده و نمايندهء وى را به شهر راه نداده و به قره حصار حمله كرده است و طيار محمد پاشا و يوسف پاشا حاكمان سيواس و مرعش با وى متحد شدهاند و همچنين مصطفى پاشا را به قتل رسانيده و آنكارا را به تصرف خود درآورده است . در اين ميان ابازه جهت جلب حمايت شاه عباس ، سيّد غزنوى معروف به امير افندى را به عنوان سفير به ايران فرستاد . اميرافندى مورد عنايت شاه عباس قرار گرفتن و فرمانى با هداياى شاهانه توسط نوروز بيك قورچى استاجلو در مراقبت امير افندى نزد ابازه فرستاد ( عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 1017 ) .
در اين ميان حافظ پاشا حاكم ديار بكر از جانب باب عالى مأمور سركوبى ابازه پاشا و تأمين امنيّت در آناتولى شد . به دستور صدر اعظم حاكم مرعش ، سيواس ، موصول ، كركوك به همراه سپاه كردستان تحت فرمان حافظ پاشا قرار گرفتند . ابازه پاشا براى تحكيم موقعيت خود ، با حافظ پاشا وارد مذاكره شد . براى اثبات اخلاص و يكجهتى خود ، نوروز بيك قورچىباشى فرستادهء شاه عباس را زندانى كرد و چند نفر از رفقا و مردم او را مقتول و سرهاى ايشان را به همراه چند نفر از معتمدان خود نزد حافظ پاشا فرستاد . ( عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 1030 ) . حافظ پاشا نه در دفع ابازه پاشا و نه در فتح بغداد كه وظيفهء اصلى وى شمرده مىشد نتوانست كارى انجام دهد و ابازه پاشا به سيواس تاخت و ينىچريان شهر را قتل عام كرد و فردى به نام سعيد خان را به حكومت سيواس منصوب كرد . سپس متوجه مرعش شد . و قولون پاشا را كه با ده هزار سپاهى در
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 681
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٦٨١