به نجف اشرف بدين طريق يافته و در سلك نظم كشيده :
شاه اقبال قرين خسرو دين شاه صفى * آنكه خاك قدمش زينت افسر آمد
يافت توفيق كه آرد به نجف آب فرات * وين اشارت به شه از حيدر صفدر آمد
گنجها ريخت در اينجا سحاب كرمش * تا به حدى كه زر و خاك برابر آمد
تقى آن بنده يكرنگ شهنشاه جهان * كه به اخلاص چو سلمان و ابو ذر آمد
گشت مأمور به سر كارى نهر صفوى * زين شرف رتبهء او از همه برتر آمد
دامن صدق در اين كار چو برزد به ميان * همه جا خضر دليلش شد و رهبر آمد
ساكنان حرم از تشنگى آزاد شدند * رحمت حق همه را شامل و ياور آمد
سال تاريخ چو پرسيدم از ايشان گفتند * آب ما از مدد ساقى كوثر آمد
( ذيل عالمآراى عباسى ، ص 95 ) 1042
ص 132 س 11
سلطان خرم ملقّب به شاه جهان ، فرزند جهانگير در سال 1000 ه . ق . تولد يافت .
مادرش رقيه بيگم نام داشت . در كودكى تحت تعليم حكيم دوابى ، وجيه الدين گجراتى و قاسم بيك تبريزى قرار گرفت و به زودى در علوم متداول آن روزگار سرآمد ديگران شد .
سلطان خرّم در اغلب جنگها يار و ياور پدر بود و به همين جهت پس از فتوحاتش در دكن ، شاه جهان خوانده شد . اختلاف ميان وى و برادرش خسرو منجر به قتل خسرو شد و اندكى بعد شاه جهان بر عليه پدر شوريد ، امّا در نبردى نابرابر در سال 1033 ه . ق .
شكست خورد و به جانب بنگال و بهار عقبنشينى كرده اين دو ناحيه را به تصرف خود درآورد . سرانجام در سال 1035 ه . ق . بين پدر و پسر صلح برقرار شد . جهانگير در سال 1037 ه . ق . درگذشت و شاه جهان با حمايت پدرزنش آصف خان خود را به لاهور رسانيد و برادر خود شاهزاده شهريار را كه به تحريك مادرزنش نور جهان بيگم در لاهور خود را پادشاه خوانده بود دستگير نمود و رسما به نام شهاب الدين محمد شاه جهان بر تخت سلطنت نشست .
شاه جهان در نخستين سالهاى سلطنت خويش با شورش جهوجار سينگ