تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
به شكست مىشود و به طرف بغداد رهسپار مىگردد . شاه صفى پس از انهزام خسرو پاشا ، سليمان خان پسر مير علم الدين نوهء تيمور خان اردلان را كه در آن هنگام جزو خدمتگزاران شاه صفى و محل وثوق و اعتماد او بوده حكومت كردستان داده و با جمعيتى مختصر او را روانه سنه‌دژ و شهر زور مىنمايد ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 2 ، ص 103 به بعد ) ص 95 س 18 احمد امين رازى در هفت اقليم ، ج 1 ، ص 114 مىنويسد : سرّ من راى : « المشهور به سامرّه از ابنيه معتصم عباسى است . باعث آنكه چون معتصم در تربيت غلامان ترك كوشيد ، اهانت بسيار از ايشان به اهل بغداد رسيد . روزى جمعى سر راه بر وى گرفته گفتند : يا ابا اسحاق از شهر ما بيرون رو و الّا با تو حرب كنيم . معتصم پرسيد : به كدام استطاعت محاربه خواهيد نمود ؟ گفتند : در دل شب با انگشتان درشت و دلهاى ريش . و خليفه از شنيدن اين سخن متأثر گشته در موضع ( قاطول ) شهرى بساخت و سرّ من راى نام نهاد ، يعنى هركس كه او را ببيند مسرور گردد ، تا به تدريج به سامره اشتهار يافت . و در زمان معتصم هفت فرسنگ طول و يك فرسنگ عرض آن شهر بوده و از جمله عمارتش يكى مسجدى بوده در غايت وسعت و رفعت و حوضى از يكپارچه سنگ در ميان مسجد ترتيب داده بودند كه قطرش بيست و سه گز و ارتفاعش هفت گز و ضخامتش نيم گز بوده و در جنب آن مسجد منارى بر آورده بودند به طول صد و هشتاد ذرع كه از زمان آدم تا آن دم شبيهش از مكمن قوّت به حيّز فعل نيامده بود و در روات ثقات وارد نشده ، امّا الحال به قدر ديهى باقى مانده و مزار فيض آثار امام على النّقى و ولد امجدش امام حسن عسكرى - سلام اللّه عليهما - در سامره امروز مطاف طوايف خاص و عام انام است . ص 118 س 10 اسكندر بيك تركمان مىنويسد : « فرزندى محمد صالح برادرزاده مسود اوراق كه در آن سفر خير اثر بنا بر روابط صورى رفيق عالىجناب مشار اليه بوده تاريخ آمدن آب را
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 669 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى