تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
افتاد كه به قسمى از اين كار جلوگيرى نمايد ؛ فكرش به جايى نرسيد ، جز اينكه آلتى را كه با آن مرتكب گناه شده بود ، تماما قطع نمود و با همان حال خراب در تخت روانى نشست و جراحى هم براى مرهم‌كارى همراه برداشت و از بيراهه به طرف اصفهان روان شد ، كه در راه به حكم قتل خود مصادف نشود . با حالت ضعف و نقاهت به اصفهان رسيد و يك‌راست وارد دربار شد . پس از تحصيل اجازه ، آلت گناهكار خود را با عريضهء درخواست عفو در سينى طلايى گذارده به حضور شاه رفت . شاه چون ديد او خود را در كمال سختى تنبيه كرده است ، تقصير او را بخشيد و او را مجددا به حكومت گيلان برقرار نمود . و آن جوان را دوباره احضار نموده و به شغل و كارى ديگر منصوب كرد . از آن وقت در وصيت‌نامه‌اى كه براى دستور العمل شاه صفى نوشته بود ، ضميمه كرد كه ميرزا تقى را به سمت صدارت و اعتماد الدولة برقرار نمايد ، زيرا قابل‌تر از او در تمام مملكت كسى را سراغ ندارد » . ( سفرنامهء تاورنيه ، صص 501 - 500 ) . در مورد سرنوشت ساروتقى ر ك : چند مقاله تاريخى و ادبى ، نصر الله فلسفى ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1330 ، صص 309 - 287 . ص 38 س 8 يكى از پنج سلسلهء مسلمان فرمانرواى دكن ، كه از 918 ه . ق . تا 1098 ه . ق . در گلكنده حكمرانى كردند . مؤسس آن يكى از تركان قراقوينلو بود ، به نام سلطان قلى كه به خدمت محمد شاه سوم بهمنى پيوست و سپس در خدمت پسرش محمود شاه بود . سلطان قلى در ازاى خدمات خود لقب قطب الملك و حكومت تلنگانه يافت . وى در 918 ه . ق . كشته شد . پس از او ، فرمانروايان سلسلهء قطب شاهيّه همه عنوان قطب شاه به خود مىدادند ، ولى امپراتوران مغول هند آنها را قطب الملك مىخواندند . دولت قطب شاهيّه سرانجام در 1098 ه . ق . به دست اورنگ زيب برافتاد . حكمرانان قطب شاهيّه به ترتيب عبارت بودند از سلطان قلى ( 940 - 918 ه . ق . ) ، جمشيد ( 957 - 940 ه . ق . ) ، سبحان قلى ( 957 - 957 ه . ق . ) ، ابراهيم ( 989 - 957 ه . ق . ) ، محمد قلى ( 1020 - 989 ه . ق ) ، عبد اللّه ( 1083 - 1020 ه . ق . ) ، ابو الحسن ( 1098 - 1083 ه . ق ) . ( طبقات