تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
القصّه ، بعد از فروزان شدن چراغ اين جشن بهشت‌آيين به فرمان خاقان روى زمين قليچ خان و زال ارسطاو و گل محمد بيك ولد سرخاى خان شمخال و ساير گرجيان به آن بزم ارم‌نشان رخصت دخول يافتند و در آن شب كه ليلة القدر خوشدلى و شادمانى و غيرت روز عيد و نوروز سلطانى بود ، شهريار گردون غلام از شام تا بام شراب خوشدلى و كامرانى در جام و بزم ارم‌نشان چون جهانش به كام بود تا مهر درخشان از افق مشرق « 1 » طلوع نمود و بعد از طلوع مهر منير طريق توجّه به صوب عمارت بروجه كله پيمود .

گفتار در جشن آرايى خسرو سيّارگان در ساحت گلستان و بزم‌افروزى « 2 » كاركنان دولت ابدنشان به ورود نوروز سلطان در سال سيچقان‌ئيل مطابق هزار و هفتاد هجرى در مازندران بهشت‌نشان [ و وقايع آن ] « 3 »

چون وقت آن رسيد كه چهره‌پرداز صور نگارين‌پيكران حجال باغ و بستان از زمهريرستان زمستان به بيت الشرف خود نقل مكان نمايد ، جشن‌آرايان مجالس « 4 » خلد عنوان در روز شنبه هشتم شهر رجب المرجب سال مذكور بزم افروز نوروز فيروز گرديده مجلسى به آراستگى بزم فروردين و پيراستگى خلد برين در مازندران ارم قرين مرتّب و مهيّا گردانيدند و مهر جهانتاب سپهر صاحبقرانى از افق اورنگ كيانى طالع شده بر مفارق مجلسيان آن جشن ارم‌نشان سايه‌گستر گرديد و بعد از بسط بساط عيش و نشاط و سرشار شدن ساغرهاى خوشدلى و انبساط كه بزم خلدآيين منقضى گرديد ، چون هواى مازندران بهشت‌نشان از « 5 » منهج اعتدال انحراف نموده به حرارت و گرمى فزون « 6 » مايل بود و چشم و چراغ ديار و امصار ، يعنى مقرّ
هامش
( 1 ) . الف ، ب : شرق . ( 2 ) . الف ، ب : آرايى . ( 3 ) . م : ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : مجلس . ( 5 ) . الف ، ب : در . ( 6 ) . الف ، ب : فزون .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 644 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى