چون راى بلند و همّت آسمان پيوند خاقان اقبالمند در اين سال فرّخفال متوجّه آن گرديد كه از بهر جمع آمدن ارباب وجد و حال تكيه آسمان مثال در كنار رود بحر نمود زندهرود بنا نموده ابواب تمامى بر روى آن بگشايند « 1 » ، بنا بر اين باغ مرحوم محراب خان قاجار والد خان والاشأن مرتضى قلى خان قورچىباشى واقع در كنار زندهرود شايسته و سزاوار اين كار و منظور نظر اختيار شهريار روزگار گرديد . و خان مشار اليه چون خاقان صاحبقران را در صدد مبايعهء باغ مذكور ديد آن مكان نزاهت بنيان را به رسم پيشكش از نظر كيميا اثر گذرانيد و به موجب فرمان معماران نادرهكار گنبدى سپهر آثار به ارتفاع چهار ذرع بر آن درياى روان مشتمل بر ايوانى رفيع بنيان بنا و مربّعى وسيع از اصل باغ افراز « 2 » نموده حجرات و بيوتات به تكلّف بر اطراف و جوانب آن مربّع اساس افكندند . و قرعهء اختيار بر اين طرح بديع و نقش غريب بنا بر آن بود كه هريك از ارباب وجد و حال كه از اطراف و اكناف بار اقامت در اين تكيه بدايع « 3 » تمثال گشايند هريك را مكانى جداگانه بوده از اين راه ابواب رفاه حال و فراغ بال بر روى روزگار خود مفتوح نمايند و چون وقت آن رسد « 4 » كه بر خواهشهاى نفس ابو البدائع « 5 » دستافشان شوند رجوع به اصل گنبد نموده به ذكر و وجد و حال اشتغال نمايند و سركارى و توليت اين « 6 » بقعهء سپهر منزلت به پسنديدهء ارباب دانش و ديد ميرزا محمد سعيد طبيب سركار خاصّهء شريفه متعلّق و مقرّر شد كه محال مرغوبه از وجوه بىشبهه خريدارى و وقف تكيه مذكور نمايند كه حاصل آن صرف ما يحتاج ساكنين آنجا شود . و چون به چابك دستى استادان نادرهكار و سركارى مقرّب الخاقان مشار اليه ابواب تمامى بر روى اين عمارت سپهرآسا گشوده آمد ، به تكيهء فيض موسوم و مشهور گرديد . و چون گوهرطرازان بحار بلاغت و سخنورى تواريخ آبدار به جهت ضبط سال بناى اين بقعهء [ 153 ] فيض آثار در سلك نظم كشيده بودند به خاطر گوهركش رشتهء غريب خيالى « 7 » خداوندگار و گرامى برادر
هامش
( 1 ) . الف ، ب : گشايند .
( 2 ) . الف ، ب : فراز .
( 3 ) . الف ، ب : بديع .
( 4 ) . الف ، ب : رسيد .
( 5 ) . الف ، ب : ابو البديع .
( 6 ) . الف ، ب : آن .
( 7 ) . ب : خالى .