بنا بر اين انديشه خطا شاهزادهء ستاره سوخته را پيشتر از رسيدن قشون قندهار اسير و دستگير نموده روانه آگره مىگردد و بعد از رسيدن اين اخبار به « 1 » موكب ظفر شعار خاقان صاحبقران انگشت تأسف به دندان گزيده ارسال عباس قلى بيك را موقوف نمود .
ديگر از وقايع « 2 » اين سال خير مآل ، آمدن زال ارسطاو و شمادوله « 3 » و جمعى از اعيان گرجستان به آستان گردونشأن بود . تفصيل اين اجمال و تبيين اين مقال « 4 » آنكه ، چون در اين روزنامچه اقبال ايمايى به آن شد كه حسب الفرمان و الا مقرّر شده بود كه صفى قلى سلطان استاجلو نوادهء قراحسن روانهء گرجستان شده در [ 151 ] ميانهء ارسطاو و شاهنواز خان ابواب مصالحه مفتوح دارد و اگر امر مصالحه صورتپذير نتواند شد « 5 » ، ارسطاو مذكور را به درگاه جهانپناه آورد ، بنا بر وقوع امر مزبور و آرزوى دريافت سعادت سجده و پاىبوس با فوجى از تاوادان و ازناوران و اعيان گرجستان كاخت و اقوام و اقارب و تبعه و لحقهء خود به آستان گردونشأن پيوسته به شرف سجده و پاىبوس سربلند شد و منظور نظر عنايت و احسان خاقان صاحبقران گرديده عمارت مباركهء باغ بادامستان كه از عمارات سركار خاصّه شريفه و به دولتخانهء مباركه قرب جوار دارد به سكناى ايشان احسان شد و هر روزه از نقد و جنس ، چندانكه مدار روزگار ايشان به خوشدلى و شادمانى تواند گذشت از سركار خاصّهء شريفه در وجه ايشان مقرّر گشت و پيوسته در مجالس ارم نگار و محافل عيش و خوشدلى از ساقى عواطف خسروانه ساغر سرشار گرفته در حين توجّه شهريار كامكار به صيد و شكار ملتزم موكب ظفر شعار مىبود و به خلاع فاخره و انعامات باهره محسود امراى نامدار مىگرديد . و تازهبهتازه ابواب احسان و شفقتهاى بىاندازه « 6 » بر روى روزگار ارسطاو مذكور مىگشودند و مقارن آن شمادوله « 7 » برادر والى داديان نيز كه در حين حيات عمّ خود نزد رستم خان آمده در
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « به » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : سوانح .
( 3 ) . الف ، ب : شماد الدولة .
( 4 ) . الف ، ب : خلاصهء اين مقال .
( 5 ) . الف ، ب : بود .
( 6 ) . الف ، ب : نمايان .
( 7 ) . الف ، ب : « مازندران . . . شمادوله » ندارد .