مىگشودند و در مجلسى « 1 » كه با درويشان افطار مىفرمودند ، مولانا محمد على مشهدى « 2 » [ 152 ] نيز كه سالك شاهراه فقر و فنا بود به شرف مجالست خاقان گردون منزلت سربلند گرديد . و چون از جمله نام بردهها ، درويش مصطفى طريق معاودت به جانب ديار روم مىپيمود ، رقم مرحمت شيم به خط مبارك به اسم حاجى منوچهر خان بيگلربيگى مملكت شيروان به اين سياق بر اوراق ابلاغ نگارش فرمودند كه :
« اخلاص طريقنده راسخالعقيده و شجاعت و مبارزت يولنده پسنديده حاجى منوچهر خان توجّه و عنايتم طرفينه بىنهايت سيزبيلوب اوزكى اكثر خاطر مده بيله سن خصوص بعضى فيضلو مجلس لرده ان شاء اللّه يخشى و جهله حضور مزه يتمك ميسّراوله . آيينهء ضميرى ائمّهء معصومين - عليهم السلام - مهرندن مصفّى درويش مصطفى يولداشى بيرله شيروان سمتندن اوز ولايتنه گتمك اراده سى وار - مهربانليق لازمه سن ير . كتوروب روانه ايده سن » « 3 » .
الحق اگر اين جواهر زواهر و اين لآلى متلألئ را زيورآراى بساط سحر و اعجاز شمرند ، بجا و اگر اين جگر گوشههاى صداقت بىمثالى را زيور افسر غريب خيالى « 4 » دانند سزاست ، و چرا چنين نباشد كه گفتهاند :
نظم « 5 »
گل از گلزار مىآيد زر از كان * در از دريا فروغ از مهر تابان
ديگر از بدايع سوانح اين سال بناى تكيه فيض و رسيدن بناى آن به آسمان به معمارى فرمان خاقان صاحبقران بود .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مجلس .
( 2 ) . الف ، ب : « مشهدى » ندارد .
( 3 ) . ترجمه : حاجى منوچهر خان كه در طريق راسخالعقيده و در راه شجاعت و مبارزه پسنديدهاند بداند كه مورد توجّه و عنايت بىنهايت اين جانب است و اكثر در خاطر من است . ان شاء اللّه كه مخصوصا در بعضى مجالس فيضمند به وجه احسن وصول به حضور ما ميسّر گردد . درويش مصطفى كه آيينهء ضميرش مصفّى از مهر ائمهء معصومين ( عليهم السّلام ) است به همراه رفيق خود از طريق شيروان عازم مملكت خود است .
لازم است كه نهايت مهربانى در حق ايشان به جا آورده و روانهاش كنى .
( 4 ) . الف ، ب : خيالى .
( 5 ) . الف ، ب : شعر .