چون فرصت آن نيافت كه اسباب كارخانهء سلطنت و اردوى بر هم خوردهء خود را از راهى كه آورده بود بازگرداند ، همگى را بر جا گذاشته مانند شير مادر بر عساكر اقبال حلال انگاشت و از اين راه غنايم موفور ، فتوح روزگار سپاه منصور گرديده تمامى آنها را به درون قلعه كشيدند ، امّا ابو الغازى سلطان برادر كهتر كه مرغ دلش در هواى تصرّف و تسخير محال دلپذير نسا « 1 » و ابيورد « 2 » و درون « 3 » پر مىزد ، بناى كار تسخير آن ديار را بر حيله و تزوير گذاشته استمالتنامهها به قلم دلآسا به حكام و كلانتران و سرخيلان محال مذكوره نگاشت و از اين رهگذر غبار شور و شرّ در ميان مردم آن كشور سر به چرخ اخضر كشيده گروهى از رؤسا و اربابان ولايت نسا و درون از راه انقياد و اطاعت ، آن كافر نعمت كمفرصت را به تسخير آن ولايت رهنمون شدند و پيشتر از آنكه ابو الغازى ، مركب گاو تازى را به صوب آن ولايت عنان دهد محبعلى سلطان حاكم نسا و اغور سلطان حاكم درون به توهّم بى جا ، دل دگرگون و ترك مملكت و قلعهدارى كرده از محال متعلّقه به خود بيرون آمدند و ابو الغازى سلطان بدون منع مانعى و نزاع منازعى بر قلاع نسا و درون استيلا يافته به پشت گرمى و استظهار و امداد و معاونت رحمن قلى سلطان قراتاش و ساير سرخيلان قبايل و عشاير تركمانان صاينخانى از ايل جلاير و سالور و امثال ايشان كه به ريسمان پوسيده مواعيد دلخواه آن گمراه به چاه تيره بختى افتاده از سعادت اطاعت و انقياد اين آستان ولايتنشان روى گردان شده بودند به تسخير قلعهء ابيورد شتافت و چون خبر قرب ورود آن مردود مطرود به جمشيد سلطان غلام خاصّهء شريفه كه حاكم آن ولايت بود رسيد ، به اتّفاق ملازمان خود كه از اويماق ابرلوى افشار بودند كمر جانفشانى بر ميان بسته برج و باره قلعه را استوار و منوچهر خان بيگلربيگى مشهد
هامش
( 1 ) . نسا : شهرى است در نزديك سرخس و ابيورد . ( لغتنامه )
( 2 ) . ابيورد : در روزگاران گذشته جزء ولايت نيشابور به شمار مىآمده است و روزگار متمادى تابع خراسان بوده ، ولى فعلا جزو تركمنستان است و اين تغيير مرزى پس از فرمان نادر شاه در سال 1885 م . صورت گرفته است . ( خراسان بزرگ ، ص 22 )
( 3 ) . درون : شهرى است بين مرو و نسا . ( برهان )