ديگر از سوانح غرابت اثر ، سفر گزيدن نبيرهء طهمورث بداختر به صوب سقّز بود .
بيان اين سخن آنكه ، طهمورث والى گرجستان كاخت بعد از وقوع قتل داود پسر خود ، چنانچه ايمايى به آن شد ، از راه لجاج و عناد به اتّفاق دو پسر داود مردود به والى باشىآچوق كه داماد وى بود پيوسته در آن حدود نقش رفاه حالش به كام دل درست نشست و در خلال اين احوال به خيال آنكه پادشاه روس را بنا بر روابط « 1 » هم كيشى فريب مىتواند داد ، يكى از نباير خود را روانهء آن حدود نموده خود نيز بعد از چند گاه طريق متابعت به نبيرهء مذكور پيمود . و نبيرهء ديگر كه در باشىآچوق اقامت داشت و در حين فوت رستم خان به سن رشد و تمييز نرسيده بود ، به مصاهرت الكسندر خان داعيهء آن داشت كه سلسلهجنبان مواد نزاع و فساد با دولت خداداد گردد . غافل از آنكه منازعه با منسوبان اين دولت ابد مدّت تيشه بر پاى خود زدن و تيغ بىرحمى بر روى خود كشيدن است ، در آن اثنا به شامت اين انديشهء باطل ، لشكر بىامان آبله « 2 » به سر وقت وى رسيده همه تن ديده گريان به دركات نيران پيوست و از غرايب اتّفاقات آنكه « نبيرهء طهمورث مرد » تاريخ اين سانحه غريبه گرديد .
آغاز اهتزاز بهارستان سال خير مآل تنگوزئيل تركى و سوانح اين سال فرخفال « 3 »
چون وقت آن رسيد كه خسرو سيّارگان از زمستان خانهء حوت به سرابستان حمل ، نقل مكان نمايد ، بزمآرايان مجالس ارمنشان در روز جمعه بيست و هفتم شهر جمادى الآخر مطابق سنهء هزار و شصت و نه هجرى به ورود نوروز سلطان در دار السلطنهء اصفهان مجلسى « 4 » بهشتآيين و بزمى ارم قرين مرتّب داشته اورنگ
هامش
( 1 ) . الف ، ب : رابطه .
( 2 ) . الف ، ب : لشكر پى در پى .
( 3 ) . الف ، ب : « فرخفال » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : مجلس .