گرجستان به قدر امكان به صيد طاووس و ارسال آن به آستان گردونشأن اهتمام تمام لازم داند « 1 » مقارن اتمام اين باغ و عمارت مينونظام طاووس فراوان از صوب گرجستان به اين باغ و عمارت اقامت گزيد .
امّا آنان كه در اين سال متاع جان شيرين را فداى خسرو بلنداقبال نمودند ، نخست « 2 » رصد بند فلك دقيقهشناسى ميرزا محمد مقيم منجّم خلف ارجمند مولانا محمد شفيع جنابدى خراسانى بود كه زايچهء طالع حياتش به قاطع رسيده سفر گزين ملك بقا گرديد .
ديگر داناى غوامض علمى و عملى مولانا حسنعلى خلف بالانشين مسند پاكيزه گوهرى مولانا عبد اللّه شوشترى بود كه به سرابستان جنان نقل مكان نمود .
ديگر باداده سلطان حاكم ابيورد از جهان گذران به جهان جاودان نقل مكان كرده نجفقلى سلطان ولد الزبار سلطان حاكم سابق ابيورد به جاى وى در آن ولايت فرش حكومت گسترد .
و همچنين از سفرگزينان شهرستان بقا لوند خان والى داديان بود كه از عظماى سلاطين گرجستان و از جمله بندگان و يكجهتان آستان ولايتنشان و تىتى فال صبيهء او در حبالهء رستم خان والى گرجستان كارتيل منسلك بود . و بنا بر آنكه گرجستان باشىآچوق فيما بين گرجستان [ 147 ] كارتيل و داديان واقع شده و مرور و عبور لشكر منصور از كارتيل به داديان بدون ورود به باشىآچوق احتمال وقوع ندارد و قبل از آنكه والى داديان افسر اقتدار بر سر گذاشته لاف استبداد زند تابع والى باشىآچوق بوده و از لوند خان ، خلفى كه عظماى آن مملكت بر حكومت او اتّفاق نمايند نمانده بود و در آن اوان رستم خان به علّت عرض مرض بر سوارى و حركت قدرت نداشت بعد از ارتحال لوند خان الكسندر خان والى باشىآچوق در حكومت داديان مستقل و صاحب فرمان گرديده يكى از اقرباى لوند خان را حاكم داديان گردانيد و اطاعت حكام ابخاز « 3 » و مسق و كوريال « 4 » نيز وسيلهء مزيد استقلال و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : دانند .
( 2 ) . الف ، ب : « نخست » ندارد .
( 3 ) . ابخاز : در مغرب قفقاز و جنوب رود كوبان در شرق درياى سياه كه به دو قسمت ابخاز كوچك و بزرگ تقسيم مىشود . ( معين ) .
( 4 ) . الف ، ب : سبق كوريال .