لزوم منوّر فرموده بعد از آن ابواب مداوا و معالجه بر روى مزاج قدسى گشود و به حسن تدابير صايبهء حكيم محمد حسين و حكيم محمد سعيد اطباى خاصّهء شريفه و تأثير دعاى بىرياى سالكان مسالك دين و راهروان مراحل حق و يقين از شفاخانهء
« وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ »
« 1 » صحّت عاجل و شفاى كامل قرين ذات اقدس گرديد و چون فىالجمله به سبب فصدهاى متعدد و مسهلهاى متوالى آثار نقاهت در بشرهء همايون ظاهر بود ، بنا بر ميلان هواى دار السلطنهء اصفهان به حرارت از راه تغيير آبوهوا رايات فلك فرسا به صوب گندمان مرحلهپيما گرديد و در اوقات اقامت در ييلاقات آن حدود ، پيوسته شاهين بلندپرواز عزم شهريار شيرشكار به صيد كلنگ آسمان آهنگ توجّه نموده گاهى به گرم كردن هنگامه كومه و گاه به طريق قهال مسرّتپيراى خاطر قدس مناظر مىبودند تا بالكليه آثار ضعف و ملال از بشرهء همايون رفع شده مزاج قدسى به اعتدال گراييد . و در خلال اين احوال ، سليمان خان اردلان بيگلربيگى كردستان بدون عرض و طلب رخصت به درگاه جاه و جلال پيوسته به زعم خود كمر حسن خدمت بر ميان بست . و اكثر اوقات كه خاقان روزگار به عزم صيد و شكار سوار سمند صبارفتار مىگرديد ، خان غلط كار سايه مثال ملتزم ركاب اقبال مىبود تا آفتاب اوج جهانبانى از راه قرب ورود زمستان و نزول برف و باران از افق دار السلطنهء اصفهان طلوع نموده ابواب عزل بر روى سليمان خان مزبور گشود .
بيان معزولى سليمان خان و بواعث آن
چون جماعت اردلان كه به اتّفاق سليمان خان « 2 » [ 136 ] به آستان گردونشأن آمده بودند بعد از طلوع مهر درخشان از افق دار السلطنهء اصفهان به هيئت اجتماعى به عرض رسانيدند كه خان مشار اليه عزم آن داشت كه با اموال و اسباب اندوختهء
هامش
( 1 ) . شعرا ( 26 ) ، آيه 80 .
( 2 ) . الف ، ب : « خان » ندارد .