به آستان اقبال آشيان روان گردانيد و ايلچى و رفقا به اتّفاق تركمانان به تقبيل قوايم سرير اقبال سرافراز گرديده به نعم دلخواه كه يكى از آن تماشاى شأن و شوكت و عظمت و استقلال خاقان بلنداقبال بود رسيدند و تا در درگاه فلك پيشگاه اقامت داشتند مشمول عواطف بىكران و انعامات و تشريفات نمايان بوده بعد از ادراك سعادت رخصت رايت مراجعت به صوب ديار خود افراشتند و خان محمد بيك قراداغلو به رسم ايلچىگرى به مرافقت ايشان مأمور و روان شده افسر سربلندى از اعطاى كلاه سمور و خلعت امتياز با اقمشه و اجناس ممتاز به دانجين والى آن جماعت عنايت و مصحوب خان محمد بيك مزبور به جهت مشار اليه ارسال « 1 » شد .
و همچنين از وقايع متنوعهء اين سال يكى آن بود كه ، به فرمان شهريار كامكار خيمهء زرنگار را كه در بلندى و ارتفاع برادر بزرگ آسمان و در فروغ و شعاع هم چشم مهر درخشان است در چمن نصرآباد كه همسايهء ديوار به ديوار مقرّ سلطنت پايدار است به چرخ اخضر افراخته اسباب عيش و شادمانى در ساحت آن مهيّا ساختند و خسرو كيخسرو غلام در آن بزم ارم نظام بر اورنگ خوشدلى و كامرانى آرام گرفته چند روز با محرّمان و مقرّبان داد عشرت و مىگسارى دادند و بنا بر مضمون صدق مشحون « و فى كلّ جديد لذّة » « 2 » از آنجا به باغ تماشا قريب هزار جريب نقل مكان فرموده در آن باغ خلدآيين ابواب عشرت و كامجويى بر روى گلزار جوانى و بهار كامرانى گشودند . و چون خاطر قدس مناظر از رهگذر شور و شرّ لشكر جغتاى و دزدان غارتگر اوزبك در صوب صواب « 3 » خراسان اطمينان داشت مقرّر فرمودند كه اللّهويردى خان مصاحب و قوللرآقاسى و سردار لشكر ظفر شعار جنود قيامت [ آثار ] « 4 » را به جا و مكان ايشان مرخّص ساخته خود روانهء درگاه جهانپناه شود و بنا بر بلندپروازيهاى زياد على بيك سردار خراسان به بال و پر دولت چند روزى باقى دولت « 5 » خدمتش « 6 » ، چنانچه در محل خود گزارش خواهد يافت ، معزول شده بود
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مرسوم .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 72 ؛ انوار سهيلى ، ص 110 .
( 3 ) . الف ، ب : باصواب .
( 4 ) . م : ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : « دولت » ندارد .
( 6 ) . م : دو باقى لت خدمتش .