رعد بهارى غنودگان مهد گلستان را از خواب گران بيدار سازد قبل از ورود نوروز سلطان ، شاهباز عزم شاهانه به نشاط شكار آهو بال پرواز گشوده نخست به قريهء در تون من اعمال دار السلطنهء اصفهان كه جمعيّتآباد وحشى غزالان بود نزول اجلال روى نمود . و شهريار شير شكار در آن مكان به يوز و چرغ و شاهين دام صيدافكنى و شكار اندازى « 1 » گسترده بعد از آنكه شمار شكار از حدّ احصا تجاوز نمود به صوب طواف مرقد معطّر « 2 » و مضجع مطهّر « 3 » امامزادهء واجب التعظيم امامزاده عبد العزيز طور كه به شاه طور مشهور است طريق توجّه پيمودند و بعد از دريافت سعادت زيارت و بارش ابر احسان و انعام بر كشت مرام خدام والامقام آن روضهء خلد نظام به مقر سلطنت ابدى انتظام معاودت فرمودند .
بيان مناقشهء ايلچيان تركستان با يكديگر در اثناى آمد و رفت به آستان گردون « 4 » شأن
خلاصهء اين مقال و ملخّص اين احوال آنكه ، انسان گلدىنام اوزبكى از جانب عبد العزيز خان والى ماوراءالنهر و تركستان به آستان اقبال آشيان آمده بعد از تبليغ رسالت و سرافراز شدن به عنايت بىغايت مرخّص و عازم ديار خود بود كه مقارن آن ايلچى ابو الغازى خان والى اورگنج وارد آستان گردونشأن مىشد و انسان گلدى مزبور بنا بر آنكه ابو الغازى خان به كرّات به تاخت و تالان ولايات عبد العزيز خان پرداخته يكدو مرتبه كه در ميانهء جنگ سلطانى روى نموده بود رايت فتح و ظفر افراخته بوده فرصت غنيمت شمرده به حبس و قيد ايلچى ابو الغازى خان جرأت مىنمايد . و چون اين خبر به عرض شهريار عدالتپرور رسيد شعلهء غضب قيامت لهب خسروانه زبانه كشيده فرمودند كه اگر تنبيه و تأديب ايلچيان در آيين سلطنت و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « شكاراندازى » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : مطهّر .
( 3 ) . الف ، ب : معطّر .
( 4 ) . الف ، ب : آسمان .