تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
پايدار گشودند . و چون هر گل زمينى « 1 » از آن بساتين خلدآيين از چشمه‌سارهاى خوشگوار و سبزه‌زارهاى زمرّدنگار رشك بهشت برين و غيرت ارديبهشت و فروردين مىباشد خاقان عشرت گزين گاهى به عزم شكار چون مهر انوار از كوههء زين زرتابان شده ساحت دشت و بيابان را از انواع شكارى مىپرداخت و گاه بر سر چشمه سارها بزم « 2 » عشرت و خوشدلى چيده « 3 » با ساقيان زهره جبين و خنياگران عندليب‌آيين هم‌نشين مىشد تا به مسامع جلال خسرو بلنداقبال رسيد كه شتران مهارگسسته فضاى آسمان در صحراى دلگشاى محال رار و مزدج « 4 » بار اقامت انداخته هنگام گرم « 5 » كردن شكار كومه و صيد قهال را مهيّا ساخته‌اند و چون خاطر قدس مناظر خاقان فيروز جنگ راغب به شكار كلنگ و تماشاى صيد اين بختيان آسمان آهنگ مىباشد سرادق عزّ و شأن به صوب صواب گندمان « 6 » روان و شهريار كامكار به اقسام شكار كلنگ خوش‌دل و كامران گرديدند « 7 » . و در اثناى آنكه چراغ سرچشمهء گندمان به پرتو رسيدن اين آفتاب تابان به آن مكان فروزان بود حكم به تهيّه و تدارك چراغان آن نموده ، فرمان‌پذيران چون آتش سوزان دست نادره‌كارى به چوب بست اطراف و تهيّهء اسباب چراغان آن چشمه سار گشودند « 8 » و چراغ اين متمنّى به كام مدّعا روشن و بزم خوشدلى خاقان جهان به گلهاى آتشى « 9 » چراغان گلشن گرديده روز مىگسارى و ايّام كامكارى رسيد و شبها كه جشن شاهانه به شعلهء شمع و چراغ گلريزان مىشد پرتو « 10 » رخسار ساقيان سمن عذار جشن « 11 » چراغان را يكى هزار مىكرد و عيش رغيد روز نوروز و شب عيد را به صفهء بار شهريار روزگار مىآورد . و در اثناى فروزان شدن بزم چراغان به شعلهء فرمان فرماى جهان [ 82 ]
هامش
( 1 ) . الف ، ب : زمين . ( 2 ) . الف ، ب : به بزم . ( 3 ) . الف ، ب : « چيده » ندارد . ( 4 ) . ب : مروج . ( 5 ) . الف ، ب : « گرم » ندارد . ( 6 ) . گندمان : از بخش بروجن ، واقع در باختر شهركرد . كوهستانى و سردسير . ( معين ) . ( 7 ) . تاريخ صفويان ، ص 118 : « در اواخر ماه شعبان نوّاب اشرف به سير و شكار گندمان تشريف ارزانى فرمودند » . ( 8 ) . الف ، ب : گشودن . ( 9 ) . الف ، ب : آتشين . ( 10 ) . الف ، ب : به پرتو . ( 11 ) . م : حسن .