مصراع
اين كوچه به در ، روى ندارد
عمل نموده بىنيل مقصود طريق مراجعت پيمودند .
شهريار اقليمگير خصم شكار به خاطرى آسوده و دلى فارغ ، خورشيدوار از افق مركز دايرهء سلطنت پايدار طالع گرديده هر روز در چمنى و هر شب با گل پيرهنى بزم خوشدلى و مىگسارى چيد و چون گمان آن نبود كه فرمان فرماى ديار هندوستان بعد از وقوع خفتى چنان ديگرباره نام قندهار بر زبان آورد و اعلام ظفر طراز به صوب ييلاقات سميرم و بهمنزار شيراز در اهتزاز آمده مقرّر فرمودند كه جنود ظفر ورود مرخّص بوده رخت اقامت به محال تيول « 1 » و همهساله و منازل و مساكن خود كشند « 2 » و چون موكب همايون خاقان ربع مسكون از ييلاقات مذكور به مقر « 3 » سلطنت ابد مقرون معاودت نمود به تقريب عرض ذو الفقار خان بيگلربيگى دار القرار قندهار بر آيينهء ضمير خورشيد نظير عكسپذير گرديد كه فرمان فرماى ديار هند ديگرباره به عزم استرداد قندهار « 4 » لشكرهاى گران به سركردگى سلطان اورنگ زيب ولد رشيد و سعد اللّه خان وزير خود تهيّه و تدارك اسباب قلعهگشايى به نظم و نسق شايان به صوب قندهار روان نموده « 5 » از اين راه ابواب تفرقه و تشويش بىشمار بر روى مردم آن ديار گشوده و خاقان جهانستان از خيال خام وى انگشت تعجّب به دندان « 6 » فرمان داد كه تواچيان لشكر نصرت اثر چون باد مراد بر درياى بىقعر و كنار جنود ظفر بنياد مرور نموده ارقام لازم الاحترام كه در باب روانه شدن به صوب
هامش
( 1 ) . الف ، ب : تيوال .
( 2 ) . الف ، ب : كشيد .
( 3 ) . الف ، ب : مذكوره مقر .
( 4 ) . الف ، ب : « بر آيينهء . . . قندهار » ندارد .
( 5 ) . تاريخ صفويان ، ص 117 : ملا كمال جزو وقايع سال 1063 ضبط كرده است « در روز يكشنبه بيستم شهر ربيع الثانى سنهء 1063 از ذو الفقار خان كس آمد و خبر آورد كه اورنگ زيب پسر خرم پادشاه هند و سعد اللّه خان وزير او با لشكر بسيار قلعهء قندهار را محاصره نمودهاند و نزول ايشان در حوالى قلعهء قندهار در روز شنبه سوم شهر جمادى الثانى واقع شده از هرات نيز خبر رسيد كه جمعى اوزبكيه كه در بخارا مىباشند و از منسوبان عبد العزيز خاناند به عزم تاخت به حوالى ماروچاق آمدند » .
( 6 ) . الف ، ب : تعجّبپذيران .