جشن نوروز سلطان فرمان داده بزمآرايان با جهان جهان خوشدلى و شادمانى روى اهتمام به « 1 » ترتيب آن جشن ارمنشان نهادند و فرمان فرماى روى زمين به رسم و آيين پيشين اورنگنشين آن مجلس خلد قرين گرديده مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس و ساير [ 80 ] امرا و باريافتگان آن جشن ارمنشان رخت خوشدلى و عشرت به آن بزم بهشت منزلت كشيدند و چون به آراستن آن جشن شادمانى جهان پير جوانى از سرگرفته غمهاى جهان سپرى گرديد ، نوبت بزم آرايى به گلهاى رنگارنگ بهار دولت پايدار رسيد و نخستين گلدستهاى كه در آن بهار گلچين دولت پايدار بر هم بست شكست پى در پى جنود هنود بود كه در اين سال فرخفال به هم پيوست .
گفتار در بيان آمدن سپاه روسياه هندوستان به سركردگى مكر و فريب سلطان اورنگ زيب ولد مشار اليه ديگرباره به عزم استرداد قندهار و دستازپادرازتر برگشتن « 2 »
تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، بعد از فتح و تسخير دار القرار قندهار به جوهر تيغ جانفشانى عساكر نصرت شعار ، چنانچه در سال گذشته به آن اشعار « 3 » شد ، فرمان فرماى ديار هندوستان در باب استرداد قندهار « 4 » به قدر وسع طاقت و توان خود سعى و اهتمام به جاى آورده لشكرهاى گران را به سركردگى سلطان « 5 » اورنگ زيب ولد رشيد خود و مرافقت امراى عالىشأن هندوستان و تهيّه و تدارك و اسباب قلعهگيرى و افيال كوه تمثال و توپهاى اژدر مثال بر سر قندهار فرستاده در هر باب داد دست و پا زدن داد و عاقبت سركرده و سردار آن سپاه بىشمار به مضمون :
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « به » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : به عزم استرداد قندهار و كارى نساختن .
( 3 ) . الف ، ب : اشعارى .
( 4 ) . الف ، ب : قلعهء قندهار .
( 5 ) . الف ، ب : « سلطان » ندارد .