خوشدلى بىاندازه اميدوار گرديدند . و دولت خان كوتوال آن قلعهء سپهر مثال به جهت تهيّه و تدارك بعضى از اسباب سه روز مهلت خواسته بعد از سه روز مير عبد اللطيف [ ديوانبيگى ] « 1 » قندهار و فيروز خان را كه با وى قرابت قريبه داشت با چند دست باز و بعضى طرايف « 2 » و تنسوقات به آستان گردونشأن فرستاده استدعاى آن نمود كه حسب الفرمان قضا جريان به عهدهء اهتمام يكى از بندگان آستان جلالت آشيان شود كه در حين بيرون آمدن محصوران از قلعه دست دراز دستى و تعدّى غازيان قلعهگشاى را از گريبان ايشان كوتاه داشته نگذارد كه آسيبى به جان و مال احدى از ايشان رسد و مسئول مشار اليه به حصول موصول و مقرّر گرديد كه فارس مضمار جلادت على قلى خان ديوانبيگى برادر رستم خان سپهسالار كه به افساد مفسدان بعد از واقعهء خان مذكور در زندان عدم التفات گرفتار و در حين توجّه موكب همايون به تسخير دار القرار قندهار جرايد جرايم وى به آب عفو و اغماض محو و منسى و مقرّر شده بود كه از تنگناى زندان روانهء آستان گردونشأن گردد و در آن ايّام به پايهء سرير خلافت مصير رسيده به شرف سجده و پاىبوس مشرّف و به شرف قرب خدمت از خواص مقرّبان بود به اين خدمت قيام و اقدام نمايد . و از آمد كار دولت پايدار محراب خان چرخچىباشى و بيگلربيگى استرآباد كه به تسخير قلعهء بست مأمور و ابواب مغلقهء آن حصار استوار را به مقاليد سيف و سنان غازيان ظفرنشان گشوده پردل خان كوتوال و ساير محصوران را مقيّد و مغلول به درگاه فلك پيشگاه مىآورد « 3 » ، در روزى كه دولت خان و ساير قلعهداران قندهار قرار داده بودند كه از قلعه بيرون آيند به عظمت تمام و جلالت ما لا كلام سرهاى زيادهسران آن قلعه بر سنان نيزههاى جانستان و علم هزيمت پرچم پردل خان منكوس و سرنگون و نقاره و كرنا « 4 » و گاودم و رويينهخم و ساير متعلّقات نقارخانهء وى بر افيال كوه تمثال
هامش
( 1 ) . م : ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : ظرايف .
( 3 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 370 : « به تاريخ روز سهشنبه دوازدهم شهر محرم سنهء 1058 تنگوزئيل اين فتح عظمى كه فتح الابواب فتوحات بود به مكمن ظهور جلوهگر شد » .
( 4 ) . الف ، ب : كرهناى .