شد ، هم عنان عشرت و كامرانى و هم ركاب مسرّت و شادمانى رهگراى و اعلام كشورستانى مرحلهپيماى گرديده نوبت نزول « 1 » موكب همايون به منزل « 2 » طرق « 3 » رسيد . و چون مهر جهانتاب سپهر جهانستانى بر فراز كوه طرق ، كه بدر فروزان گنبد پرنور [ 55 ] و قبهء بيت المعمور از آنجا منظور نظر راهروان مراحل شوق مىگردد پرتو وصول افكند ، از ابرش آسمانوش پياده گرديده چون شعشعهء آفتاب تابان جبين شوق سرشار را بر زمين آن كهسار نهاد و بعد از سجدهء شكر ادراك آن « 4 » سعادت و استفاضهء انوار دريافت آن موهبت به اقدام شوق رهگراى شده ، همچنان پياده روى به راه نهادند . و در حينى كه شهسوار انجم گروه بار اقامت به كوه مغرب مىكشيد شهريار والاشكوه به سرادقات جاه و جلال كه در منزل طرق « 5 » به قبّهء چرخ اخضر افراخته بودند رسيد و روز ديگر كه پنجشنبه هفتم ماه مبارك شعبان و ساعت سعد مختار رصدبندان دقيقهشناس كرياس گردون اساس بود همچنان پياده قدم در راه نهاده مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس و اركان دولت و اعيان حضرت و بيگلربيگيان عظيم الشأن و امراى ذوى الاحترام و سلاطين كرام ، سايه مثال از دنبال شهريار بلنداقبال روان شدند و سران و سروران و خدّام آستان ملائك پاسبان و سادات عظام و علماى اعلام « 6 » و ساير سكنه و متوطّنين مشهد مقدّس معلّى طريق استقبال خسرو بلنداقبال پيموده خارج شهر و حصار از كثرت پياده و سوار به زينهار آمد . و شهريار روى زمين به اين آيين در ميانه روانه بودند تا رحل اقامت در آستانهء
هامش
( 1 ) . الف ، ب : زوال .
( 2 ) . الف ، ب : مشرق .
( 3 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 325 : « و در روز پنجشنبه هفتم شهر شعبان المعظم از نواحى منزل موسوم به طرق ، قريب به دو فرسخ به پاى اشتياق طى مسافت آن طريق فرمود چنانچه ميرزا محمد طاهر وحيد گويد .چو سوى طرق راه لشكر فتاد * نمايان شد از شهر مشهد سواددرخشان شده قبهء نورفام * چو اندر شب قدر ماه تمامبه عزم زيارت شه كامجو * پياده سوى شهر بنهاد روكجا حاجت ادهم و اشهب است * در آنجا كه بال ملك مركب است( 4 ) . الف ، ب : « آن » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : طريق .
( 6 ) . الف ، ب : كرام :