كه از طرزدانان رسوم سفارت باشد با نامهء صداقت عنوان مشعر بر طلب قندهار به رسم ايلغار به ديار هند روان فرموده فرمان فرماى « 1 » آن ديار را به تبليغ آن از خواب گران غفلت بيدار و از نشئه باده بىخبرى خبردار سازند . لاجرم قلم جواهر رقم وحيد روزگار و مهين برادر و خداوندگار گلدسته بند اين گلزار به تحرير نامهء سحر ختامه كه سواد آن در گنجينهء جواهر واقعات زمان دولت ابد قرين خسرو روى زمين دفين « 2 » است پرداخته ، شاه قلى بيك ولد مقصود بيك ناظر سابق بيوتات را به رسانيدن آن مأمور ساخت * « 3 » . و بنا بر آنكه پذيراى هر كارى در خور آن كار مىباشد و تسخير قلعه قندهار را از انتظام مهام توپخانه و جباخانه و نسقخانه « 4 » سرب و باروت و غلّهء بسيار و آزوقهء بىشمار ناچار بود ، نخست فرمان و الا به نفاذ پيوست كه قلندر سلطان چوله تفنگچى آقاسى قبل از توجّه رايات ظفر آيات روانهء مشهد مقدّس معلّى شده به ملاحظهء اسباب توپخانه و نظم و نسق آن قيام و اقدام نمايد « 5 » . و چون جمع آوردن غلّه به جهت آزوقهء عساكر فيروزى [ 54 ] مآثر از معظمات امور قلعهگشايى بود حسب الحكم جهانمطاع مقرّر شد كه محمد قلى خان جغتاى بيگلربيگى سابق چخورسعد مبلغ پنج هزار تومان از صاحب جمع خزانهء عامره به صيغهء تحويلى « 6 » خود بازيافت و از محال قريبهء مشهد معلّى و توابع و قرى و مزارع دار السلطنهء هرات و فراه و سيستان و ساير محال خراسان غلّه خريدارى و مهيّا نمايد كه بعد از آنكه محمد بيك يوزباشى بيگدلى شتر « 7 » به موجب فرمان قضا جريان از محال قريبه عراق « 8 » بيرون كرده به محالى كه غلّه مهيّا و ابتياع شده باشد حاضر سازد حمل و نقل دار القرار قندهار نمايند . و بعد از نظم و نسق امور مزبوره كه خاطر و الا از رهگذر آن اطمينان يافت ، شاهباز عزم خسروانه به هواى نشاط صيد و شكار بالگشا گرديده اكثر اوقات سوار ابرش پرى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : فرمان .
( 2 ) . الف ، ب : دفن .
( 3 ) . جهت آگاهى از متن نامه شاه عباس به سلطان خرم ( شاه جهان ) به بخش تعليقات رجوع شود .
( 4 ) . م : نسق .
( 5 ) . الف ، ب : نمايند .
( 6 ) . الف ، ب : تحويل .
( 7 ) . الف ، ب : « شتر » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : اولاق .