خاقان رضوان مكانى را به فديهء ذات كثير البركات پذيرفته به سرابستان جنان رسانيدند . و مزاج وهّاج به نوشداروى
« وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ »
« 1 » صحّت عاجل و شفاى كامل يافته جان جهانيان كه بر ناسازى مزاج همايون چون برگ بيد مىلرزيد « 2 » مطمئن و آراميده گرديد . و بعد از آنكه از جامه خانهء عنايت بىغايت تشريف عافيت بر قامت مزاج اقدس دوخته آمد ، تصميم عزيمت حركت به صوب مقصد جزم فرموده موكب جهانگشاى از راه جام و غوريان « 3 » مرحلهپيماى گرديده به قصبهء غوريان كه در ولايت خراسان به عذوبت و لطافت آبوهوا و كثرت باغ و بستان و وفور صيد و شكار اشتهار دارد نزول اجلال روى نمود . و چون خاطر اقدس به نشاط شكار و سير گلزار توجّه سرشار داشت سه روز ساحت آن ولايت مضرب خيام اقبال و سرادقات جاه و جلال بود و در آن مرحلهء دلگشا ، ولى محمد خان نبيرهء ولى محمد خان فرمان فرماى تركستان ، كه شرح آمدن مشار اليه و رستم محمد خان ولد او كه والد ولى محمد خان « 4 » مذكور است [ 57 ] در زمان فرخندهنشان نوّاب گيتىستان فردوسمكان در حديقهء پنجم از اين گلزار هميشه بهار بر شاخسار اظهار شكفتگى دارد ، و عباس قلى خان بيگلربيگى خراسان و سارو خان طالش سردار لشكر فيروزى اثر خراسان كه در آن اوقات مقيم دار السلطنهء هرات بودند از سر ، قدم ساخته به مرافقت امرا و اعيان سپاه خراسان به موكب ظفر قرين تاختند و بعد از ادراك سعادت سجده و سرافرازى به شرف پاىبوس به اشارهء والاطريق مراجعت پيمودند كه چون پرتو ماهچهء اعلام اقبال بر ساحت دار السلطنهء هرات تابان گردد به آيين گزين به استقبال موكب ظفر قرين آيند « 5 » . و بنا بر آنكه دار السلطنهء هرات پاى
هامش
( 1 ) . سورهء شعرا ( 26 ) ، آيه 80 .
( 2 ) . الف ، ب : مىلرزند .
( 3 ) . غوريان : در غرب افغانستان نزديك به هرات در ساحل چپ هريرود . ( دايرةالمعارف فارسى ) .
( 4 ) . الف ، ب : ولى محمد خان است .
( 5 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 329 : « فرمان قضا توأمان قهرمان بلاد ايران شرف نفاذ يافت كه انيس الدولة الخاقانى توپچىباشى سركار صاحب قرانى ، مراد خان توپهاى قلعهكوب رعد صلابت برق مهابت را مقدمهء فتح و ظفر نموده به آيين شايسته عازم دار السلطنهء هرات شد و در تاريخ روز شنبه بيست و دوم شهر رمضان المبارك لشكر ظفر اثر قيامت شكوه گروه گروه در ركاب مرتضوى انتساب نواب صاحب قران به مقصد قلع و قمع اشجار قامت به استقامت نابكار مخالفين تيره روزگار از مكان اقامت حركت كرد » .