تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
رفتار و در چمن بسطام و ييلاق ابر و ساير متنزهات و ييلاقات آن حوالى به صيد انداختن « 1 » و دامن دشت را از خون شكارى گلگون ساختن مسرّت‌پيراى خاطر و الا بودند . و از آمد كار دولت پايدار آنكه ، در همان ايّام سرهاى كفّار گرجستان و سر بىمغز داود ميرزاى پسر طهمورث زياده‌سر با « 2 » الويه و اعلام و كرناى و نقاره‌خانه كفرهء مذكوره از گرد راه رسيده رئوس منحوس آن گروه بىناموس گوى مانند در زير پاى چوگان مثال سمند خسرو بلنداقبال غلتان گرديد . و بعد از جمع آمدن لشكر ظفر مقرون كه دشت و صحرا و كوه و هامون از جمعيّت ايشان به ستوه آمد و به هجوم عساكر اقبال راه آمد شد انديشه و تردّد خيال بر صحارى و تلال بسته گرديد ، الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت در روز جمعه سوم شهر رجب المرجب به صوب مشهد مقدّس معلّى شقه‌گشا و از راه ييلاقات كالپوش بر كوههاى سپهرآسا و راههاى انديشه فرسا آسمان‌پيما گرديد . و با آنكه عبور از آن طرق « 3 » صعب المسالك و گذار از آن راههاى « 4 » پيچيده در كهسار ، كارى بود « 5 » به غايت دشوار ، امّا در پيشگام ابرش برق خرام سبك رفتار شهريار روزگار ، مانند وزيدن باد بهار بر پست و بلند طريق ناهموار و نشيب و فراز كوههاى سپهر آثار بود ، لاجرم آن راه پرپيچ‌وخم در زير قدم خاقان انجم حشم در كم‌زمانى سپرى شد و اعلام جهان‌ستانى در سلطان ميدانى كه بر سر دو راه واقع است نزول اجلال فرمود . و چون از آن دو راه يكى به سر ولايت مشهد [ مقدّس ] « 6 » معلّى و ديگرى به شاهراه سعادت ابد و بقاى مخلّد ، يعنى قدمگاه امام انس و جان و شاهنشاه ديار خراسان منتهى مىشد ، با آنكه راه سر ولايت از راه قرب مسافت و كثرت آب‌وعلف از راه قدمگاه امتياز تمام داشت بنا بر ادراك سعادت زيارت و دريافت شرف پاىبوس آن حضرت بعد مسافت و دورى راه قدمگاه را به نظر انور در نياورده موكب جهان‌پناه از راه نيشابور و قدمگاه مرحله‌پيما و به ادراك آن سعادت عظمى فايز گرديدند . و چون جبههء نياز به تقبيل نقش پاى آن سرور سرافراز و ابواب شوق آستان بوس آن سرور بر روى خواهش دل باز
هامش
( 1 ) . الف ، ب : انداختى . ( 2 ) . الف ، ب : « با » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : طرف . ( 4 ) . الف ، ب : « راههاى » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : « بود » ندارد . ( 6 ) . هر سه نسخه : ندارد .