ملايكآشيانه گشودند و جبههء نيازمندى از خاك بوس آن روضهء سپهر آستانه سربلندى يافته بعد از ادراك سعادت زيارت و عرض نياز و اداى نماز سوار مركب برق تاز به دولتخانهء چرخ آستانه بازگرديدند . و در مدّت پنجاه و چهار روز كه آن ارض مقدّس محل نزول خسرو جهانگشاى بود اغلب اوقات به دريافت موهبت زيارت و طواف آن روضهء ملايكمطاف و دعا و طلب حاجات قيام و اقدام مىنمودند و بعد از اداى آن « 1 » دين لازمالادا كه بر ذمّت همّت خسرو كشورگشا به جهات شتى واجب و لازم و فرض و متحتم بود گرامى اوقات فرخنده ساعات را به تدارك امور قلعهگشايى و تهيهء اسباب و ادوات لشكركشى و سپهآرايى مصروف داشته خاطر اقدس را به تمشيت امور مذكور مىگماشتند . و از آن جمله پرتو عنايت خسروانه بر ساحت حال عساكر اقبال و سپاه ظفر مآل كه مستحقين ايثار نقود عنايت و احسانند افكنده ، مقرّر فرمودند كه مواجب يكساله عسكر « 2 » ظفر دنباله را كه گنجايى شمار ايشان در وسعتآباد خيال احتمال ندارد گنجوران گنجهاى روان و صاحب جمعان خزاين مكرمت و امتنان از بابت تحويلات خود زر دهدهى جديد الضرب دست به دست و اصل صاحبان طلب ساخته از رهگذر خرج راه ، اطمينانبخش خاطر سپاه ظفر پناه گردند .
و همچنين به موجب ارقام مطاع و احكام لازم الاتباع مقرّر فرمودند كه سرخيلان و توشمالان و پيشوايان محال خراسان هريك به قدر وسعت و توان شتر به جهت حمل و نقل اجناس و اسباب توپخانهء ظفر نشانه وجبا خانهء نصرت آشيانه در مشهد مقدّس معلّى حاضر ساخته در انجام اين مرام لوازم سعى و اهتمام ، واجب و لازم شمرند . و چون گرهگشاى عقدهء پرپيچوتاب حصانت و استوارى قلاع سپهر [ 56 ] ارتفاع سر انگشت توپهاى رعد آواى قلعهگشاى مىباشد ، فرمان همايون به عزّ نفاذ رسيد كه موازى پنج قبضه توپ قلعهكوب از توپهاى برق جوش رعد خروش كه در حين عزيمت نوّاب خاقان رضوانمكان به تسخير دار القرار قندهار در نيشابور و مشهد مقدّس معلّى حسب الفرمان قضا جريان ريخته بودند همراه سپاه ظفر پناه و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « آن » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : عساكر .