ساير اسلحه چابك سواران معركهء ميدان خورشيد سيما گرديد و افواج بحر امواج كه از مقرّ سلطنت و الا در ركاب فلك فرسا ، مرحلهپيما شده بودند و سپاه ظفر پناه كه در عرض راه به معسكر نصرت اشتباه انضمام پذيرفته نداى رحيل در داده از شقهء اعلام رنگارنگ و شعشعهء طوق ظفر منجوق ابواب گلستان بر روى فضاى دشت و بيابان گشادند . و به اين آيين كرهء زمين در زير اقدام عساكر نصرت فرجام مىفرسود تا آفتاب اوج جهانستانى از قصبهء بسطام طلوع نمود « 1 » . و چون ساحت آن ولايت ، بنا بر وسعت و فسحت و عذوبت « 2 » و لطافت آبوهوا ، سزاوار اقامت معسكر ظفر خاصيّت بود ، خاقان گردون عدّت در آن ولايت مدّت پنجاه و سه روز اقامت فرمود و سپاه ظفر پناه كه همراه موكب و الا بودند در حوالى و نواحى بسطام رحل اقامت افكنده بار سفر گشوده بودند . و در آن ايّام خاقان گردون غلام اكثر اوقات چون مهر درخشان از كوههء زين زرّين تابان « 3 » و به عزم تماشاى چوگانبازى و جريداندازى يكهتازان لشكر ظفر توأمان متوجّه ميدان مىشدند و از اين راه سپاه ظفر پناه به ممارست اسب تازى و جريد و چوگانبازى كه ابجد « 4 » كتاب دشمنكشى و خصم اندازى است قيام و اقدام مىنمود « 5 » .
و از سوانح اقبال كه ، در حين اقامت قصبهء بسطام روى نمود ، ورود دو نفر ايلچى از نزد طرازندهء تخت و ديهيم سلطان ابراهيم خواندگار روم بود . تبيين اين مقال آنكه ، چون خبر جمعيّت سپاه ظفر پناه و فراهم آمدن لشكر ظفر اثر در السنه و افواه افتاده ارادهء خاطر انور به تصميم عزيمت سفر فيروزى اثر چون پرتو آفتاب تابان به اقطار آفاق رسيد ، خواندگار والااقتدار مذكور از راه مزيد حزم و دورانديشى كه مبادا اين بحر ذخّار و اين درياى بىقعر و كنار متوجّه دارالسلام بغداد و ساير ديار و بلاد وى گردد ، سدى سديد از ارسال ايلچيان مذكور بر عبور و مرور اين بحر پرشور [ 53 ] كشيد . و يكى از آنها در اثناى اقامت موكب و الا در قصبهء طيّبهء بسطام به آستان
هامش
( 1 ) . تاريخ صفويان ، ص 106 : « روز دوشنبه نهم جمادى الاول نزول اجلال در بسطام فرمودند » .
( 2 ) . الف ، ب : عدايت .
( 3 ) . الف ، ب : سان .
( 4 ) . الف ، ب : فاتحه .
( 5 ) . الف ، ب : مىنمودند .