خان مشار اليه به جانب خراسان در ديار ماوراءالنهر و « 1 » تركستان انتشار يافت و امرا و لشكريان ديار هندوستان كه از راه حيله و تزوير ، راهزنان متاع مملكت ندر محمد خان بودند ، به حكم ضرورت از آن ولايت جل بر گاو فرار بسته خود را به ديار خود كشيدند و ديگرباره ندر محمد خان بر اورنگ سلطنت ملك موروث قرار گرفت . فرمان فرماى ديار هندوستان از بيم آنكه چون :
مصراع « 2 »
برق دايم خويشتن را بر سياهى مىزند
مبادا شعلهء تيغ ظفر پيكر عساكر نصرت اثر « 3 » به خشك و تر جرأت و جلادت لشكر وى آشنا شود ، مصلحت روزگار خود را در اظهار دوستى و مودّت ديده سدّى سديد در رهگذار سيل بىزينهار از اظهار ملايمت « 4 » و دوستى كشيد و از صاحب صوبههاى معتبر « 5 » خود جان نثار خان را كه سههزارى منصب و از امراى هندوستان به مزيد قرب و منزلت ممتاز و سرافراز بود به رسم سفارت روانهء پايهء سرير سلطنت مصير نمود و از نفايس امتعه « 6 » و كرايم اقمشه و انواع جواهر ثمين و اقسام لآلى رنگين به رسم سوغات و ارمغان به انضمام نامهء صداقت عنوان مصحوب وى تحفهء بزم حضور گردانيد . و بعد از ارسال وى ارسلان بيك را كه منظور نظر تربيت و رعايت وى بود با يك قبضه شمشير الماس نگار و ساير جواهر زواهر آبدار و نفايس امتعه و كرايم اقمشه به آستان گردون شأن فرستاد . و بعد از آنكه ندر محمد خان مسرور و شادمان به جانب مقصد روان شده بود خبر ورود فرستادههاى اورنگآراى هندوستان به آستان آسمان شأن رسيده ، ميرزا محسن اصفهانى مستوفى خاصّه ، كه در عهد خجسته خاقان رضوانمكان منظور نظر تربيت و ميهماندار صفدر خان ايلچى هندوستان شده بود به دستور ، به ميهماندارى ايشان مأمور گرديد . و از گنجينهء احسان بىپايان ، مبلغى شايان به جهت اخراجات ايلچيان مزبور به انضمام
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « و » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : مآثر .
( 4 ) . الف ، ب : ملازمت .
( 5 ) . الف ، ب : معتبره .
( 6 ) . الف ، ب : متنوعه .