خلاع فاخره و اسب تازىنژاد مزيّن به زين و لجام مصحوب ميهماندار مذكور ارسال يافت . و مشار اليه از راه دار العبادهء « 1 » يزد ، سالك طريق خدمتگزارى گرديده در الكاى طبس به جان نثار خان رسيده مومى اليه را به رسانيدن خلاع فاخره و ساير انعامات مسطوره به عنايات بىكران [ خود ] « 2 » اميدوار گردانيد و به اتّفاق يكديگر به اميد ادراك شرف سجده [ 42 ] و پاىبوس روانهء آستان فتح و « 3 » ظفر گرديده در ساعت مختار به دار السلطنهء اصفهان و منازل معيّنهء خود رسيدند و بعد از چند روز كه از رنج راه « 4 » و تعب گاهوبىگاه آرميدند ، عواطف بىكران و مراحم بىپايان ايشان را به مجلس خلدنشان طلب و به شرف سجده و پاىبوس و كرنش و تسليم سربلند فرمودند و جان نثار خان نامهء مودّت عنوان فرمان فرماى هندوستان را با كرايم « 5 » تحف و نفايس هدايا كه به رسم ارمغان به آستان گردون شأن آورده بود از نظر اشراق اثر گذرانيده به زباندانى ادب و آداب محبّت و دوستى سلسلهء همايونى « 6 » و تشييد مبانى آن را در زمان فرخنده اوان شاه جنّتمكان با دودمان ولايتنشان به عبارتى شايان به موقف عرض رسانيد و در طىّ عرض مطالب استدعاى آن نمود ، كه چون چراغ پادشاهى و سلطنت سلاطين هندوستان پيوسته مقتبس از مشكات دولت روز افزون « 7 » و سلطنت ابد مقرون بوده ، كماكان اين شيمهء رضيّه و قاعدهء مرضيّه نسبت به اورنگآراى اين عهد و اوان برقرار و پايدار بوده باشد و مسئول وى به عزّ قبول شرف اقتران « 8 » يافته خاطر پريشان وى به مژدهء عدم تعرّض عساكر ظفرنشان به ديار هندوستان اطمينان يافته ، بعد از انقضاى مجلس خلدنشان شكفته و خندان به جا و مكان خود بازگشت .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : دار العباد .
( 2 ) . م : ندارد .
( 3 ) . جان نثار خان ايلچى سلطان خرم پادشاه هندوستان در روز شنبه پنجم شهر ذىحجه وارد اصفهان شد و در روز عيد قربان به حضور شاه عباس دوم پذيرفته شد . ( قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 304 ) .
( 4 ) . الف ، ب : « راه » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : كرام .
( 6 ) . الف ، ب : همايون .
( 7 ) . الف ، ب : « روز افزون » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : اقران .