گفتار در بزم آرايى سلطان بهار به رسيدن سال فرخفال ايتئيل تركى مطابق سنهء ست و خمسين و الف هجرى و سوانح و وقايع اين سال سعادت منوال « 1 »
چون به مرور دهور و تعاقب ايّام و شهور وقت آن رسيد كه علم نور پرچم خاقان انجم حشم ، يعنى نيّر اعظم و عطيّهبخش عالم در نزهت سراى حمل پرچمگشا گردد و شادروان عظمت و شأن خسرو سيّارگان در ساحت گلستان به ذروهء فرقدان رسد ، بزم جهانافروزى و جشن نوروزى اورنگآراى تخت كيان و فرمان فرماى معمورهء جهان را بزمآرايان مجالس ارمنشان در يازدهم شهر صفر سال مذكور در خطّهء خلدنشان دار السلطنهء اصفهان به رنگينى بزم بهار و دلنشينى ساحت گلزار آراستند و اورنگ كيخسروى و تخت كيقبادى با جهان جهان خرمى و شادى و عالم عالم تهنيت و مباركبادى به جلوس همايون خاقان ربع مسكون همدوش چرخ بوقلمون گرديد . بعد از بسط بساط انبساط و انقضاى آن مجلس سراپا عيش و نشاط ، جهان پير به بارش ابر تربيت و احسان جوانى از سر گرفت و گلهاى [ 35 ] رنگارنگ مرام كافه انام به هبوب نسيم عواطف بىكران آغاز شكفتن نمود . نخستين ثمرى كه از نخل برومند تربيت و عنايت اين آفتاب ذرّهپرور به كام اميد ارباب دانش و هنر رسيد شيرينكامى خوانسالار سير چشمان موايد دانش و حال ، چهرهگشاى صور نگارينپيكران حجال « 2 » قابليّت و كمال ، مجمع البحرين كمالات صورى و معنوى ، مطلع النيّرين معارف و عوارف موهبى « 3 » و مكتسبى « 4 » ، فريد الزمان و وحيد الدوران گرامى برادر ميرزا محمد طاهر وحيد به شهد شكر ارتقا بر مدارج عزّ و علا و سربلندى به منصب ارجمند مجلسنويسى مجالس ارم نما بود . و بنا بر آنكه سايه پيوسته دنبالهرو آفتاب انور مىباشد ، گلدسته بند اين گلزار هميشه بهار نيز از راه
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مآل .
( 2 ) . الف ، ب : جمال .
( 3 ) . الف ، ب : مكتبى .
( 4 ) . الف ، ب : مورثى .