و آميزش ايشان را پريشان گردانيدند . و بنا بر آنكه در بزم مىپرستان گزك مستان پسته لب پرشور و بادام چشم مخمور و سيب زنخدان و انار پستان شاهدان كامبخش كامستان مىباشد به مرور دهور و تعاقب اعوام « 1 » و شهور گروهى انبوه از فواحش خود آرا در هرجا جمع آمده هر محله از محلات دار السلطنهء اصفهان كوچه نوى « 2 » و هر حجره از حجرات « 3 » كاروانسراها عشرت خانهء پايكوبى « 4 » شده بود شرارهاى از شعلهء نفاذ فرمان به خرمن غلطكارى آن جمع پريشان تاختن آورده ، با آنكه هرساله مبلغى خطير به رسم ترجمان از سود آن كساد بازارى به صيغهء مال به عمّال ديوان مىرسانيدند ، همّت بحر خاصيّت آن گرامى گوهر درج سلطنت آن مال فراوان را سهل و ناديده شمرده به زجر و منع ايشان از آن كردار ناصواب فرمان داد و اين خال عار كه سالهاى بسيار بر چهرهء شاهد « 5 » روزگار پايدار بود به اشارهء و الا از رخسار خورشيد انوار دولت پايدار زدود . و چون منظور نظر اشراق اثر ارتفاع آفتاب شرع انور و اعلاى اعلام اوامر و احكام ملّت ازهر بود ، بأس و سطوت خسروانه در اجراى فرمان لازم الاذعان نظر به كافهء انام طريق اهتمام پيمود . و همچنين بنا بر تأسيس مبانى دين مبين و تشييد قواعد ملّت مستبين فرمان خاقان روى زمين ارامنهء جولاهى را از شغل پوستيندوزى و بيع و شرى آن با مسلمان منع فرموده بر اين قياس ابواب مبايعه ساير اجناس كذايى را بر روى ايشان مسدود نمود و بدرههاى زر كه از اين رهگذر هرساله به سر كار خاصّهء شريفه مىرسيد آن نيز به صيغهء قطع نظر در دفاتر خلود معمول گرديد « 6 » .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : سنين .
( 2 ) . الف ، ب : مانوى .
( 3 ) . الف ، ب : هجرات .
( 4 ) . الف ، ب : پايكوى .
( 5 ) . الف ، ب : شاهدان .
( 6 ) . تاريخ صفويان ، ص 102 : « و مال بيت اللطف كل ممالك محروسه كه قريب به سه هزار تومان مىشد به ترغيب خليفه سلطان بخشيدند و مقرر شد كه فواحش در شهرها نباشند و احكام به اطراف نوشته حكم تأكيد در باب بر طرف نمودن شراب و شراب خانهها به ممالك محروسه قلمى شد » .