خرمنسوز عداوت و دشمنى ميرزا تقى را كه در عهد خجستهء آن حضرت به باد دامن غلطكارى به چرخ زنگارى رسانيده بود چراغ افروز بزم مرام خود شمرده و بيشتر از پيشتر ابواب معادات بر روى وى مفتوح مىداشت و به معاونت جمعى از دوستان نادان كه در حقيقت دشمن جان « 1 » وى بودند در تضييع آن خصم قوى بازو حيلهها مىانديشيد و انديشههاى دور از كار مىكرد تا « 2 » كوكب اقبال ميرزا تقى در آستان آسمان مثال روى به اوج كمال آورده به حكم ضرورت قطع به وادى خصومت نسبت به دشمن خود كرد و به ظاهر كار در صدد اصلاح سلوك ناهنجار خود مىبود تا آفتاب اعلام « 3 » عزّ و شأن از افق دار السلطنهء اصفهان طلوع نمود و مقارن « 4 » آن جمعى از تفنگچيان كه از دست تعدّى و طغيان و سلوك ناملايم وى به جان آمده بودند به هيئت اجتماعى در رهگذر خسرو گردون اقتدار لب به فرياد و فغان گشوده توقّعات زياد او را از مواجب و انعامات خود بند ترجيع شكوه و شكايت نمودند و فرصتى چنين به دست دشمن ديرين وى افتاده ، دفع خصم قوى بازو را كفايت و كاردانى در ضبط مال ديوانى « 5 » نام نهاد و چنانچه دلخواه وى بود به عرض مطالب دادخواهان قيام مىنمود تا جزء اخير علت تامّه مؤاخذهء وى چهره نمود . و صورت حال آن بود كه زالى كهن سال با گريبان دريده و دو سر بريده بر سر راه خاقان گيتى پناه آمده به دست دادخواهى عنان سمند برق جولان را گرفت و آغاز گريه و زارى و نوحه و بىقرارى نموده « 6 » ، پرده از رخ فرياد و فغان خود بدين عنوان گشود كه اين دو سر كه به پاىبوس سمند صبارفتار شهريار روزگار آمدهاند سرهاى جگر گوشههاى اين ستمديدهء محنت كشيده است كه بدون جريمه و تقصيرى آقا طاهر تفنگچى آقاسى به تيغ بىرحمى بريده ، مادر پير ايشان را در خاك و خون مصيبت ايشان كشيده است . و آن نالهء سراپا اثر در ضمير خورشيد نظير خاقان گردون سرير تأثير تمام نموده مقرّر فرمودند كه ميرزا تقى اعتماد الدولة و جانى خان قورچىباشى و مرتضى قلى خان ايشيك آقاسىباشى و ديوانبيگى و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : جانى .
( 2 ) . الف ، ب : يا .
( 3 ) . الف ، ب : عالم .
( 4 ) . الف ، ب : به مقارن .
( 5 ) . الف ، ب : ديوان .
( 6 ) . الف ، ب : نموده بود و .