پادشاه « 1 » والاجاه روس را كه در اين سال فرخفال از راه تهنيت و مباركباد جلوس ميمنت مأنوس به درگاه جهانپناه آمده بر سر خوان عنايت و احسان ميهمان بودند مشمول عواطف بىكران و شرف رخصت كرامت فرموده مقضى الاوطار طريق معاودت به صوب ديار خود پيمودند .
بيان وقايع متنوعه و سوانح مختلفه كه در اثناى اين سال خير مآل روى نمود
از آن جمله سانحهء غريبه وقوع كلفت و نزاع در ميان « 2 » ميرزا تقى اعتماد الدولة و حيدر بيك ايواوغلى ايشيك آقاسىباشى حرم عليّه عاليه و عزل حيدر بيك مشار اليه بود . تلخيص اين مقال آنكه ، در بدايت حال كه مبدأ طلوع نيّر جهانافروز سلطنت بىزوال از افق جاه و جلال بود ، ميرزا تقى اعتماد الدولة به حكم ضرورت احتياج به آمد شد كشيك خانهء ايشيك آقاسىباشى حرم محترم ابواب فروتنى و اتّحاد زياد بر روى حيدر بيك مشار اليه گشوده طريق رضاجويى و خوش آمد گويى « 3 » وى مىپيمود و چون اساس اقتدار خود را در دربار آسمان كردار به مراحم بىكران استوار و پايدار ديد به منطوق :
مصراع « 4 »
حالا نكنم نشاط كى خواهم كرد
ورق خلوص نيّت و صفاى طويّت را نسبت به حيدر بيك مذكور برگردانيد و نخل وفاقى « 5 » كه پيش از اين گرانبار ثمر اتّفاق بود به صرصر خصومت و دهرهء نفاق از بار و بر عريان گرديد و اين آتش سوزان به حكم ضرورت در پردهء نهان بود تا صورت ماجراى گروهى از ايل « 6 » ايواوغلى كه جمع و بنيچهء ايشان به تيول حاكم ابيورد مقرّر
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « پادشاه » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : فى ما بين .
( 3 ) . الف ، ب : « گويى » ندارد .
( 4 ) . م : ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : وفايى .
( 6 ) . الف ، ب : « ايل » ندارد .