تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
بود روى نمود . بيان اين ماجرا آنكه ، جماعت مذكور كه خود را از ايل ايواوغلى مىشمردند چون ايل مذكور معاف و مسلم به قلم مىآمد به حيدر بيك مشار اليه توسّل جسته دعواى ايواوغلى بودن و حكم معافى حاصل نمودن مىنمودند و بنا بر آنكه ادعاى آن جماعت موافق قانون حساب صورتى نداشت ، وزير حساب دان قلم قبول بر ورق [ 22 ] ادعاى ايشان نمىگذاشت « 1 » و حيدر بيك كه در آن ولا به اعتبار ايواوغلى بودن در صدد گره گشودن از كار آن جماعت بود در انجام مهام ايشان مبالغه و اهتمام تمام مىنمود و چون گوش ميرزا تقى آشناى دعاوى ايشان نمىشد در ميان آن دو مصاحب جانى كار به كلفت و سرگرانى « 2 » رسيده رفته رفته دامن زن نايرهء خشونت حاضرانه گرديد و در جايى كه آداب دان ادب را ياراى گشودن لب نبود زبان جرأت به شتم و سب « 3 » هم گشوده در اين باب طريق اطناب پيمودند و رفته رفته در مجالس متعدده صداها بلند مىگرديد تا صورت ماجرا به عرض اقدس رسيده راى آفتاب اشراق را به عزل يكى از ايشان راغب گردانيد . و چون تغيير « 4 » وزير صائب تدبير ، بنا بر انتظام مهام سلطنت و جهاندارى مقرون به مصلحت دولت ابد تخمير نبود حيدر بيك مشار اليه صلاح حال خود را در انزوا و استعفا ديده طريق گوشه‌گيرى پيمود . و چون ماهچهء رايت ظفر آيت به هنگام توجّه به صوب مستقر سرير سلطنت بر ساحت دارالمؤمنين قم پرتو وصول افكند « 5 » ، استدعاى مجاورت مضجع منوّر و مرقد مطهّر نوّاب خاقان رضوان‌مكان نموده به افسر قبول اين سعادت سربلند شد . و بعد از آنكه چراغ چشم جهانيان به پرتو ورود موكب « 6 » ظفرنشان در اصفهان فروزان شد * « 7 » نمك‌پروردهء خوان اخلاص و اعتقاد على قباد بيك ولد ميرزا على سلطان چوله كه والد مرحومش « 8 » نيز در زمان
هامش
( 1 ) . هر سه نسخه : مىگذاشت . ( 2 ) . الف ، ب : سرگردانى . ( 3 ) . الف ، ب : « سب » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : به تغيير . ( 5 ) . الف ، ب : افكنده . ( 6 ) . الف ، ب : نصرت . ( 7 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 : « در شب نوزدهم شهر رجب 1053 از قزوين به اصفهان حركت نمود » ( ص 276 ) « و در شب چهارشنبه بيست و يكم شهر شعبان وارد شد » . ( ص 280 ) . ( 8 ) . الف ، ب : كه والدش نيز .