تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
ديوان بيگىگرى « 1 » علاوهء خدمت مرتضى قلى خان بيجرلو ايشيك آقاسىباشى گرديده به اين دو منصب و الا پايهء قدرش به فرقدان رسيد « 2 » . و همچنين از سوانح تعجّب‌افزا كه در آن ولا در دار السلطنهء قزوين روى نمود سانحهء قتل عيسى ارسطاو به تيغ بىپروايى باداده ناخلف اميلاخور « 3 » بود . ديگر « 4 » از سوانح اين سال خير مآل ، انتقال اسفنديار خان والى اورگنج از سراى سپنج و آرام جاى درد و رنج است كه به انهاى امراى خراسان خبر وقوع آن به دربار اقبال رسيد .

بيان بزم آرايى شاهدان گلستان به ورود سلطان سيّارگان به تماشاى باغ و بستان و وقوع جشن ارم قرين خسرو روى زمين در دار السلطنهء قزوين به تجديد سال فرخ‌فال قوىئيل مطابق سنهء ثلاث و خمسين بعد الالف « 5 »

چهره‌پرداز صور نگارين‌پيكران حجال گلستان ، يعنى آفتاب تابان كه به كلك انتقال از سردسير حوت به عشرت سراى حمل هرساله نقّاش نگارخانه ارتنگ مىباشد ، چون در سال گذشته هر نقش بديعى كه بر پرنيان نمود چهره گشود بنا بر وقوع نقل مكان خاقان رضوان‌مكان به سرابستان جنان آب‌ورنگش به جز سياه قلم نبود ، زهى آمد كار كلك بدايع آن تمثال كه به ترجمان « 6 » در اين سال طرب‌انگيز هر صورتى كه بر صحيفهء ابداع طرح نمود رنگ‌آميز چهرهء شيرين و پرويز بود و « 7 » چرا چنين نباشد كه به جلوس همايون اين اورنگ‌آراى سلطنت ربع مسكون نقش
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « بيگىگرى » ندارد . ( 2 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ص 282 : « روز سه‌شنبه پنجم شهر مذكور به عهده اهتمام مرتضى قلى خان بيچلو مفوّض فرمودند » . ( 3 ) . الف ، ب : امير آخور . ( 4 ) . الف ، ب : « ديگر » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : قوىئيل سنهء 1053 . ( 6 ) . الف ، ب : « زهى آمد كار كه ترجمان كلك بدايع‌نگار » . ( 7 ) . الف ، ب : « و » ندارد .