تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
خشنود گرديده به سركردگى سعيد خان رخت اقتدار به آن ديار كشيدند و صرصر اين خبر وحشت « 1 » اثر دامن زن نايرهء غضب قيامت لهب خاقان والانسب « 2 » گرديده به اشارهء و الا و فرمان معلّى دريا دريا سپاه و لشكر به انديشهء آنكه چون ماهچهء رايت فتح آيت بر ساحت ولايت خراسان پرتو وصول افكند و موكب فيروزى مدار به عزم استرداد دار القرار قندهار به صوب آن ديار در حركت آيد افواج بحر امواج مهيّا و آماده بوده به تهيّه و تدارك ما يحتاج سفر محتاج نبوده باشند « 3 » رخت اطاعت فرمان به خراسان و اردوى رستم خان سپهسالار كشيدند و بنا بر آنكه قايد قضا عنان عزيمت آن حضرت را به شهرستان جنان و روضهء رضوان انعطاف داده سانحهء جانگزا و داهيهء عظماى آن سفر گزين ملك بقا « 4 » در دارالمؤمنين كاشان اتّفاق افتاد و رفته رفته اين خبر مصيبت اثر هم سفر برق و باد روى انتشار به ديار هندوستان نهاده ، فرمان فرماى آن ديار از راه گاو تازى داراشكوه * ولد اكبر خود را به اتّفاق خان دوران برادرزادهء عبد اللّه خان رخمى « 5 » و سپاهى گران و لشكرى بىپايان به مدد و كمك سعيد خان به صوب قندهار فرستاد . و دارا شكوه در غزنين رحل اقامت افكنده خان دوران را با بيست و دو نفر از امراى هندوستان و سپاهى بيرون از گنجايى شرح و بيان روانه قندهار نمود و به انهاى منهيان چون خبر اين جمعيّت در روز شنبه بيست و دوم شهر جمادى الاولى در دار السلطنهء قزوين به مسامع جلال خسرو بلنداقبال رسيد نايرهء غضب شاهانه شعله‌ور گرديده « 6 » كاركنان دولت ابد مدّت را مأمور گردانيد كه پيشخانهء سپهر آستانه را به عزم يورش قندهار به جانب خراسان روانه نمايند و مجددا ارقام و مناشير به اسم امراى كشورگير و ساير سران و سركردگان سپاه ظفر پناه به تأكيد تمام عزّ صدور يافت كه توجّه موكب و الا را [ 9 ] به صوب خراسان ممضى داشته « 7 » به سنوح داهيهء كبرى كه به مقتضاى قضا روى نموده سنگ تفرقه به شيشه خانهء جمعيّت و اتّفاق خود نيندازند و رقم مرحمت شيم به اسم رستم خان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : دهشت . ( 2 ) . الف ، ب : « خاقان والانسب » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : باشد . ( 4 ) . الف ، ب : عليّين . ( 5 ) . الف ، ب : رحيمى . ( 6 ) . الف ، ب : گرديد . ( 7 ) . م : دانسته .