تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
افكنده به فرمان و الا جمعى از يكّه‌تازان ميدان چابك سوارى « 1 » و فوجى از حكم‌اندازان مضمار كماندارى ، مركب امتياز به ميدان « 2 » جهانيده به عزم چوگان‌بازى و قبق‌اندازى ، گران ركاب و سبك عنان گرديدند و در ميان قبق‌اندازان « 3 » تير مرام صفى قلى بيك بيگدلى ولد سارو سلطان بر هدف مقصود آمده طبق زر را كه بر فراز قبق نصب نموده بودند به يك‌چوبه تير از سطح هوا به زير آورد و خاقان بنده‌نواز به جايزهء آن كماندارى خدمتش را به رتبهء يساولىصحبت و خلعت خسروانه سرافراز فرموده « 4 » در ميان اكفا و اقران شرف امتياز كرامت نمود . و بعد از انقضاى آن جشن مسرّت‌افزا كه زنگ‌زداى آيينهء دلها بود بر مرآت خاطر اقدس هوس اسب تازى و گوىبازى و قبق‌اندازى كه « 5 » جزء اعظم لشكركشى و دشمنىكشى « 6 » است ، ارتسام پذيرفته مقرّر فرمود كه در فضاى فرح‌افزاى باغ جنّت دار السلطنهء قزوين كه مانند تاريخ بناى خود بهشت برين است : مصراع « 7 »
خيابانى به طول آرزوى تنگدستان
اساس افكنده قبق نصب نمودند و آن شهسوار مضمار شهريارى بعد از فراغ از اشغال مقرّره سلطنت و تاج‌دارى به معلّمى ادب‌آموز آداب دشمن شكارى احمد بيك يوزباشى غلامان جان فشان كه به محرميّت حريم حرمت از ساير بندگان افسر امتياز بر سر داشت در آن خيابان فسيح‌الفضا به اسب تازى و چوگان‌بازى و قبق‌اندازى داد سرفرازى « 8 » مىدادند تا در اندك روزى كار ممارست آن حضرت در فنون سپاهىگرى به جايى رسيد كه سپهسالار فلك پنجم در هر فن بر دست و بازوى حضرتش آفرين خوان گرديد به تخصيص در فن تيراندازى و كماندارى كه به نيروى بازوى شهريارى و زور سرپنجهء اقليم‌گيرى و جهاندارى چون طاير تير بىنظيرش از چله خانهء كمان پرواز مىآمد آشيانش هدف مقصود بود و طايران بلندپرواز را در
هامش
( 1 ) . الف ، ب : چابك سوار . ( 2 ) . الف ، ب : « به ميدان » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : « اندازى » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : فرمودند . ( 5 ) . الف ، ب : آينه دلها . . . كه » ندارد . ( 6 ) . الف ، ب : « دشمن » . ( 7 ) . الف ، ب : « مصراع » ندارد . ( 8 ) . الف ، ب : سرافرازى .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 378 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى