تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بيگلربيگى ايروان از نظر تربيت و عنايت خاقان رضوان منزلت « 1 » افتاده به درد بىدرمان بىوجودى گرفتار بود ، چون اين آفتاب ذرّه‌پرور بر اورنگ سلطنت و جهانبانى سايه‌گستر گرديد ، به خدعه و نيرنگ ميرزا تقى اعتماد الدولة و جانى خان قورچىباشى را بر آن داشت كه عذر خواه گناه وى گرديده توبه و ندامت وى را از تقصيرات سابقه به عرض اقدس رسانند « 2 » و نوعى نمايند كه به رتبهء يساولىصحبت كه پيش از اين به آن خدمت سرافراز بوده عزّ امتياز يابد و مسئول ايشان دربارهء آن دوباره ياغى « 3 » به شرط آن به عزّ قبول موصول شد كه بعد اليوم مانند اقران و امثال به حال خود بوده از گفتار و كردار ناهنجار بر كنار باشد و يقين شمرد كه اگر فرمان مطاع « 4 » را به سمع رضا اصغا ننمايد « 5 » به تيغ سياست شاهانه و شعلهء غضب خسروانه گرفتار آيد « 6 » و او نيز در روزى كه جماعت مذكوره به شرف پاىبوس سرافراز مىگرديدند خود را به دولت زمين بوس رسانيد .

ذكر توجّه خاطر اقدس به تحصيل خطّ و سواد و ساير كمالات لازمهء دولت خداداد

برنگارندگان صحايف دانش و شعور مستور نيست كه در دبستان هستى و كتابخانهء خداپرستى نخستين تعليمى كه سبق‌آموز
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 7 » از معلّم مدرسهء ايجاد و تكوين فرا گرفت علم حصول خط و سواد بود كه بنى نوع انسان به تعليم معلّم
« عَلَّمَ بِالْقَلَمِ »
« 8 » سواد خوان افاضهء
« عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
« 9 » گرديده به دستيارى آن ابواب اسرار مخزونه و انديشه‌هاى مكنونه بر صحايف ظهور و اوراق ابلاغ گشود . و چون پادشاهان گردون بسطت و شهرياران سپهر منزلت كه نقاوهء دودمان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : رضوان‌مكان از آن منزلت . ( 2 ) . ب : رسانيد . ( 3 ) . الف : باقى . ( 4 ) . الف ، ب : فرمان فرمان مطاع . ( 5 ) . ب : نمايد . ( 6 ) . ب : آمد و . ( 7 ) . بقره ( 2 ) آيهء 30 . ( 8 ) . علق ( 96 ) آيهء 4 . ( 9 ) . علق ( 96 ) ، آيه 5 .