تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
اعليحضرت ظلّ رحمن كه به انقراض زمان و انقطاع دوران متّصل باد ، گاهى « 1 » در اوج كمال و گاه در حضيض و بال ، قطع منازل زندگانى مىنمود تا در اين عهد فرخنده بعد از ادراك سعادت « 2 » زيارت بيت اللّه الحرام در اثناى آنكه به منصب والاى خلفايى و ايالت « 3 » ولايت قراچه‌داغ سربلند بود طريق سفر ناگزير پيمود . پير غيب خان استاجلو « 4 » خدمتش را پرتو آفتاب تربيت و عنايت خاقان رضوان منزلت بر فراز شد « 5 » [ آبى به روى كار ] « 6 » اعتبار آورده به ايالت ولايت همدان و قلمرو علىشكر سربلند فرمود و « 7 » او نيز تا آخر عهد فرخنده آن حضرت بيگلربيگى آن كشور بود . ملك جلال الدين ولد ملك محمود سيستانى كه از نژاد ملوك صفاريه به شمار مىآيند در مبدأ جلوس همايون ملك سيستان بود ؛ چون روزگارش سرآمد ، ملك حمزه خان خلف ارجمندش به ايالت و ملكى آن ولايت سربلند گرديده تا آخر زمان آن حضرت بر مدارج عزّ و علا اعتلا داشت و بنا بر اتّصاف به صفات حسنه « 8 » قابليّت و استعداد در ميان امثال و اقران رايت امتياز « 9 » مىافراشت « 10 » . اشعار مرغوب دارد و اين رباعى « 11 » از آن جمله است : رباعيه « 12 »
از آتش « 13 » هجران تو اى عهدشكن * در ديده نگاه و در لبم سوخت سخن
تا گريهء من صرف كجا خواهد شد * سرگردانم چو ابر گم‌كرده چمن
حسن خان عبد للوى « 14 » شاملو ، مشار اليه در اول جلوس همايون « 15 » در عوض حسين خان « 16 » والد خود بيگلربيگى دار السلطنهء هرات و اميرالامراى خراسان بود و « 17 »
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « گاهى » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : « سعادت » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : « و ايالت » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : مير غيب استاجلو . ( 5 ) . الف ، ب : برقرار بود . ( 6 ) . م : ندارد . ( 7 ) . ب : « و » ندارد . ( 8 ) . ب : حسنه و . ( 9 ) . الف ، ب : اعتبار . ( 10 ) . الف ، ب : نظم . ( 11 ) . ك : « رباعى » ندارد . ( 12 ) . الف ، ب : نظم . ( 13 ) . ب : آرايش . ( 14 ) . الف ، ب : عبد اللوى . ( 15 ) . الف ، ب : « همايون » ندارد . ( 16 ) . الف ، ب : « خان » ندارد . ( 17 ) . الف ، ب : « بود و » ندارد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 352 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى