شاهباز عزم خسروانه به صوب شكار بال پرواز مىگشود گاهى با مقرّبان حريم دولت و گاه با پردگيان « 1 » تتق عصمت « 2 » قدم در ديدهء ركاب نهاده در هر باب ، داد خوشدلى و كاميابى مىدادند تا هواى سير دريا و تماشاى موجهاى آسمانپيما از خاطر دريا مقاطر هويدا گرديده به موجب فرمان قضا جريان ملاحان و كشتيبانان كشتىها و زورقها مهيّا گردانيدند و آن گوهر يكتا با خواص مقرّبان به كشتىها درآمده چون موج بر روى دريا بحرپيما گرديدند و از جمله مقرّبان على قلى خان ديوانبيگى برادر رستم خان سپهسالار وقتى به كنار دريا رسيد كه مراكب مواكب خاقان بحرپيما بر روى دريا روان و از نظرها نهان گرديده بود و چون كشتى و كشتيبانى در كنار دريا مهيّا نيافت جگردارى را كشتى و مىگسارى را بادبان ساخته مركب جلادت بر روى دريا تاخت و بر اثر آن كشتىنشين درياى بىباكى يكى از غلامان وى دل به دريا كرده « 3 » مركب سوارى را در آب دريا شناور ساخت در حالتى كه ديده دوربين نظارگيان كنار دريا از وى اثر و نشان نمىديدند « 4 » به وى رسيده به مبالغه و ابرام تمام خدمتش را بازگردانيد .
ديگر از سوانح اين سال ، ارتحال شاه نظر بيك مهتر ركاب خانهء [ 181 ] خاصّهء « 5 » شريفه بود كه در معمورهء جنّت قرين دار السلطنهء قزوين متاع جان شيرين را فدا نموده داود بيك كه از جمله غلامان قديم « 6 » اين آستان ولايتنشان بود در عرض راه مازندران بهشتنشان به اين خدمت ارجمند سربلند گرديد .
و همچنين در اثناى طريق آن خطّهء خلد قرين احمد بيك قديمى به رتبهء يوزباشىگرى غلامان خاصّهء شريفه و حق نظر بيك به پايهء والاى قورچىگرى تركش و امت بيك ولد امير خان قورچىباشى سابق در عوض قراخان سلطان برادر قورچىباشى مذكور كه هم در اين سال ، چنانچه ايمايى به آن شد ، به رتبهء حكومت هرموز و بندر عباسى سرافراز شده بود به منصب يوزباشىگرى قورچيان سوكلن و خاندانقلى بيك ذو القدر به رتبهء يساولىصحبت معزّز و ممتاز و به شرف پاىبوس خدمت
هامش
( 1 ) . ب : پردگان .
( 2 ) . الف ، ب : عظمت .
( 3 ) . الف ، ب : داده .
( 4 ) . الف ، ب : نمىدهد .
( 5 ) . الف ، ب : « خاصه » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : « قديم » ندارد .