تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
مىنمود . عاقبت كار به جايى رسيد كه ميرزا تقى صورت ماجرا را به اين مضمون به عرض خاقان ربع مسكون رسانيد كه هرگاه كتاب بقايا زياده بر « 1 » دويست هزار تومان توفير در مال ديوان به هم رسانيده نسخه‌جات بر آن درست داشته باشند اگر يك‌صد و پنجاه تومان وجه انعام ايشان كه به ازاى آن توفيرات به ايشان عنايت شده از آن جمله تنخواه بازيافت نمايند ميرزا معصوم به چه جهت قبول تنخواه مذكور « 2 » نمىنمايد و به جز آنكه « 3 » تمام اين توفيرات برف انبارى از براى مؤدّيان محاسبات بوده دينارى از آن به وصول نرسد جهت ديگر ندارد « 4 » و اين معنى وسيله كسر اعتبار ميرزا معصوم و رفع اقتدار ميرزا تقى گرديده به موجب فرمان لازم الاذعان ديوانيان عظام دست از حوالهء آن توفيرات كوتاه گردانيدند « 5 » و قواماى كم‌فرصت ، فرصت يافته با آنكه دعوى صداقتش به رابطهء تحرير بقايا نسبت به ميرزا معصوم معلوم جهانيان بود به خيال خوشامد ميرزا تقى كه « 6 » درصدد استيصال ميرزاى مشار اليه بود ورق مردمى و انسانيّت را برگردانيد و به دست تهمت و افترا گريبان اعتبار وى را گرفته در ميان مردمان شهرت داد كه زوجهء ميرزا معصوم در شبى كه هنگامهء جشن خضر نبى در حريم حرم گرم بوده لنگرى طلايى را از سر خوان موايد الوان به دست خيانت ربوده و در زيرجامهء خود پنهان و به خانهء خود نقل نموده و زوجه آن مفترى مردود كه به رفاقت زوجهء ميرزا معصوم « 7 » به حريم حرم رفته بوده از اين جرأت و خيانت اطلاع حاصل نموده و رفته رفته صورت اين ماجرا در آيينهء ضمير خورشيد نظير شهريار گردون سرير عكس‌پذير و به نفس نفيس متوجّه تحقيق و تفتيش آن گرديده چون به غير از تهمت و افترا اثرى از آن لنگرى پيدا نشد آن مفترى هرزه‌دار را به اقبح وجوه در پاى دار جزا و سزا معروض تيغ فنا گردانيدند . ديگر از سوانح دولت‌افزا توجّه خاطر و الا به ملاحظهء سان عرض و ارادت جنود ظفر خاصيّت بود كه در اثناى اقامت آن ولايت اكثر اوقات روى مىنمود و به نفس
هامش
( 1 ) . ب : « زياده بر » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : مزبور . ( 3 ) . الف ، ب : اينكه . ( 4 ) . ب : نخواهد داشت . ( 5 ) . الف ، ب : توفيرات برداشته . ( 6 ) . الف ، ب : « دعوى صداقتش . . . ميرزا تقى كه » ندارد . ( 7 ) . الف ، ب : معصوم كه .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 289 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى