گفتار در آغاز اهتزاز بهار سالفرخفال « 1 » اودىئيل « 2 » مطابق هزار و چهل و شش « 3 » هجرى و سوانح اقبال كه در اين سال خيرمآل به استقبال موكب جاه و جلال آمد
چون وقت آن رسيد كه به رسيدن نوروز سلطان غنودگان گلستان از گران خواب انتظار نشو و نما بيدار شوند و گل پيرهنان باغ و بستان دامن ناز بر ميان به سير بهار و طرف جويبار آيند ، خسرو سيّارگان در روز دوشنبه بيست و سوم ماه مبارك شوال اين سال خير مآل به بيت الشرف خود انتقال نموده ابواب سرسبزى و شكفتگى بر روى تازهنهالان گلزار روزگار گشود . و بزمآرايان مجالس ارمنشان به دستور و قاعدهء پيشين و رسم و آيين گزين جشن نوروزى و بزم مسرّتافروزى در عمارت دولتخانهء دار السلطنهء اصفهان مرتّب داشته اورنگآراى سلطنت روى زمين صدرنشين آن مجلس ارم تزيين گرديد و توجّه خسروانه ، صفدر خان ايلچى فرمان فرماى هندوستان و ابو الغازى خان والى ولايت اورگنج و ايلچى عادل شاه و ساير ميهمانان را به آن مجلس خلدنشان بار داده ابواب خوشدلى و شادمانى بر روى مجلسيان آن بزم بهشتنشان گشاد . و چون پايهء تخت سرورى به جلوس همايون به ذروهء چرخ چنبرى « 4 » رسيده هنگامهء عيش و نشاط به شعلهء ساز و آواز گرم گرديد به اشارهء و الا گردنبلندان مينا و نوش لبان ساغر از در بزم آرايى درآمده چراغ دماغ مجلسيان را به پرتو شمع بادهء ارغوان فروزان كردند . و چون دماغ صفدر خان و ساير ميهمانان به نشئه شراب توجّهات بىكران و نوازشات بىپايان دو بالا رسيده سير چشم موايد الوان ، رخت معاودت به جا و مكان خود كشيدند ، روز ديگر شهريار خورشيد افسر بر اورنگ زر تكيه فرموده ابواب انجاح مرام بر روى كافهء انام از خواص و عوام گشود و چون تشييد قواعد پادشاهى و سلطنت و تأسيس قوايم اركان دولت موقوف
هامش
( 1 ) . الف ، ب : فرخنده .
( 2 ) . الف ، ب : اود .
( 3 ) . ذيل عالمآرا ، ص 198 : هزار و چهل و هفت .
( 4 ) . ب : خيبرى .