توسّل جسته در ساعت مذكور منظور نظر تربيت و احسان و مشمول مراحم و عواطف بىكران گرديدند . و مقارن آن جمعى از اكراد بدبنياد را كه ايوب خان حاكم سلماس گرفتار كمند اقتدار خود ساخته به كرياس گردون مماس آورده بود معروض تيغ سياست فرموده طريق عدم پيمودند و چون موكب ظفر پيوند از ييلاق سهند به جانب چمن اوجان روان شد در عرض راه وزارت مازندران بهشتنشان به محمد صالح بيك برادر ميرزا تقى اعتماد الدولة و وزارت رشت و گيلان بيهپس به آقا زمان اصفهانى و وزارت لاهيجان و گيلان بيهپيش به ميرزا تقى دولتآبادى و وزارت دار السلطنهء قزوين « 1 » به عماد محمد ايشيك نويس سابق و يساولىصحبت كه با حسن بيك داماد طالب خان بود به محمد بيك ايشيك آقاسى غلام خاصّهء ولد منوچهر بيك اختصاص پذيرفته به عزّ بساط بوس امتياز يافتند .
و همچنين در حين « 2 » توقّف ييلاق سهند به مسامع جلال خسرو اقبالمند رسيد كه عليار خان حاكم ايل گرايلى ، يكى از يوزباشيان ايل مذكور را بدون تقصيرى به تيغ جرأت و « 3 » بىباكى مقتول ساخته و حسب الفرمان قضا جريان بر طبق تظلّم ورثهء مقتول ديوانيان عظام به حقيقت اين ماجرا رسيده بعد از ثبوت حقيقت به عرض اقدس رسانيدند و به جريمهء اين امر خطا دست اقتدار او را از دامن حكومت آن ولايت كوتاه و منصور خان گرايلى برادر بزرگ او را كه سابقا حاكم ايل مذكور بود منظور نظر تربيت و عنايت و مشمول عواطف و احسان بىنهايت فرموده مجددا به حكومت آن ولايت سرافراز گردانيدند « 4 » .
و هم در آن اثنا اسراى اوزبكيّه را كه در حين « 5 » تاخت ولايت خراسان و محاصرهء قلعهء ماروچاق گرفتار كمند اقتدار جنود ظفر شعار شده بودند به پاى دار مكافات حاضر آورده از جامه خانهء عواطف بىكران خلعت حيات تازه كرامت فرمودند و چون پيوسته منظور نظر حقانيت گزين اين فرمان فرماى روى زمين رفاه حال و فراغ بال سكنه « 6 » و رعاياى هر ديار بوده و مىباشد در آن ايّام بر آيينهء ضمير قدسى تخمير
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « قزوين » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : حينى .
( 3 ) . الف ، ب : « جرأت و » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : گرديدند .
( 5 ) . ب : حينى .
( 6 ) . الف ، ب : به سكنه .