نظر تربيت و عنايت آن حضرت و قائممقام والد ستوده سير و به منصب والاى وزارت ديوان اعلى سرافراز گرديد و در عهد خجسته و زمان فرخندهء آن حضرت مدّت ده سال بر وسايد جاه و جلال متمكن بود و بنا بر آنكه در آن مدّت مديد به زور نشئه شباب « 1 » ارتكاب بعضى امور كه ملايم مزاج اقدس نبود از وى به صدور مىپيوست ، به تغيير اين منصب و الا گوشهنشين كنج انزوا گشت و هنوز كوكب اقبالش گرفتار حضيض و بال بود كه خاقان گيتىستان فردوسمكان به سرابستان جنان انتقال نموده فرزند ارجمند و نبيرهء سعادتمندش بر اورنگ سلطنت و جهانبانى جلوس فرمود و بنا بر شيمهء كريمهء حق خدمتشناسى ، چنانچه در آغاز بهار دولت پايدار گذشت ، خدمتش مشمول عواطف بىكران و مجلس نويس « 2 » مجلس خلدنشان گشت و به تقريب آن گرامى خدمت به اعلى مدارج محرميت و اسنى مراتب قرب و منزلت صعود مىنمود تا در سال زوال ستارهء اقبال سلطان العلماء « 3 » خليفه سلطان ديگرباره به منصب والاى وزارت اعظم معزّز و محترم گرديده ابواب كارگزارى بر روى جهانيان گشود و با آنكه به مقتضاى صدق مؤدّاى :
مصراع
من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة « 4 »
جاى آن داشت كه دفتر اطوار ناهنجار روزگار گذشته را بر طاق نسيان گذاشته اين گرامى خدمت را چنانچه دلخواه ولىنعمت جهان و جهانيان بوده باشد در نهايت هوشيارى و كمال خبردارى به تقديم رساند ، امّا به مضمون :
مصراع
هم بر سر آن روى كه در « 5 » سردارى
دست از دامن مصاحبان ايّام شباب و جوانى و مىگسارىهاى « 6 » آغاز بهار « 7 » زندگانى بر نداشته مدار كار و بار را بر شرب مدام و عيش دوام گذاشت تا رفته رفته فرصت
هامش
( 1 ) . ب : شتاب .
( 2 ) . ب : مجلسنويسى .
( 3 ) . الف ، ب : « سلطان العلماء » ندارد .
( 4 ) . خزينة الامثال ، ص 185 .
( 5 ) . الف ، ب : بر .
( 6 ) . ب : مىگسارى .
( 7 ) . الف ، ب : « بهار » ندارد .