بىكران و مراحم بىپايان سرافرازى يافتن و مقضى المرام به جا و مقام خود شتافتن بود .
تبيين اين مقال آنكه ، ولايت « 1 » كيج « 2 » و مكران « 3 » كه از ولايات « 4 » مشهورهء مملكت هندوستان است بنا بر آنكه اطراف آن به دار الامان كرمان و جزيرهء هرموز و ولايت نيمروز قرب جوار دارد ، گنجعلى خان حاكم دار الامان كرمان در زمان فرخندهنشان نوّاب گيتىستان فردوسمكان به تسخير قلعهء « 5 » بن فهل كه از قلاع مشهورهء ولايت كيج و مضافات مكران است مأمور گرديده قلعهء مذكور را تسخير و ملك شمس الدين والى آنجا را با اتباع و اشياع روانه درگاه جهانپناه و جمعى از اكراد قبيله كميل و غير ايشان را حارس و پاسبان آن حدود نمود و در آن زمان چند گاه شاهويردى سلطان محمودى و بعد از وى شيرازى سلطان برادر وى به امارت آن جماعت قيام و اقدام مىنمودند و در آن ولا ملك ميرزا كه والى ، مكران ملك الملوك آن ولايت و جوانى در سن هفده سالگى بود به دلالت « 6 » عقل مآلانديش طريق خردمندى پيش گرفته در سال تخاقوىئيل مطابق هزار و سى هجرى ، چنانچه در حديقهء خامسه از اين گلزار هميشه بهار نگارش پذيرفته ، خود را به درگاه آسمان جاه رسانيد و از احفاد ملوك بن فهل نيز ملك اختيار الدين نامى پيروى و متابعت وى اختيار و خود را منظور نظر تربيت و عنايت شهريار كامكار نموده بار اميدوارى در دار الامان عواطف بىكران و مراحم بىپايان گشود . و چون در آن اوقات به كرات بر مرآت ضمير خورشيد نظير خاقان گردون سرير عكسپذير شده بود كه آن ولايت گرمسير و نظر به شدّت حرارت آنجا هواى زمهرير حكم كرهء اثير دارد و بنا بر ناسازگارى آبوهواى آن
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « ولايت » ندارد .
( 2 ) . كيج : نام ولايتى است نزديك سيستان ( برهان ) نام ولايتى در بلوچستان نزديك مكران . ( ناظم الاطباء )
( 3 ) . مكران : ناحيهاى است ساحلى ، جنوب شرقى ايران و جنوب غربى پاكستان . نام مكران به طور اخص به ايالتى در ايران اطلاق مىشد و مكران بلوچستان را كيج مكران و هر دو قسمت را مورخان روى هم مكرانات ناميدهاند . ( دايرةالمعارف فارسى ) .
( 4 ) . الف : ولات . ب : ولايت .
( 5 ) . ب : « قلعه » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : دولت .