تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ميرزا طالب خان وزير ديوان اعلى گلدسته‌اى رنگين به اين نظم و آيين بسته بود كه : قطعه
به سال تخاقوى از « 1 » باغ شاه * به امر شهنشاه والاگهر
شه دين و دنيا صفى آنكه گشت * ازو خانهء ظلم زير و زبر
زهى پادشاهى كه از جود او * نيفتد كسى را به سائل نظر
درى شد به صحرا گشوده كه هست * مقيم اندر آن چاوشان ظفر
درين سال اگر چه به اقبال شاه * بسى فتح و نصرت درآمد ز در « 2 »
به اقبال آن خسرو بىهمال « 3 » * نشان داد اين در ز فتح دگر
پى سال تاريخ اين فتح باب * كه پيوسته بادا مصون از خطر
چو كردم تفكّر ، به من پير عقل * بگفتا ، به جنّت گشودند در [ 1043 ]
امّا سوانح دولت‌افزا كه در اين سال فرخ‌فال از مؤيدات « 4 » اقبال شهريار بىهمال گرديد ، نخست آن بود كه در آغاز بهارستان جاه و جلال سوندوك سلطان حاكم دارالمؤمنين بحرين كه قبل از اين از امراى تابين امام‌قلى خان اميرالامراى فارس بود در دار السلطنهء قزوين جبههء نياز به آستان گردون‌شأن خاقان سرافراز سوده شمشير جهانگير « 5 » امير كبير صاحبقران زمان امير تيمور گوركان را كه اسم سامى و نام نامى آن پادشاه جهان‌ستان بر آن نقش بود و در آن ولايت به دست آورده پيشكش نمود و اين عطيهء غيبى را دولت‌خواهان دودمان ولايت و كرامت مقدمهء فتوحات بىاندازه شمرده به تسخير ربع مسكون شگون گرفتند . و چون تيغ تمام جوهر آن پادشاه بلنداختر پيوسته بر مفارق اعداى زياده‌سر سايه‌گستر و « 6 » مفتاح فتح الباب ممالك هفت كشور بود و دست به دست به خاقان بحر و بر رسيده زيور كمر آن سرور گرديد ، صاحبان قبضه « 7 » و فدويان جان فشان از اين راه [ 100 ] به جهان‌گشايى آن حضرت اميدوار شدند و گوهر تاريخ آوردن آن شمشير جهانگير كه به دستور از گنجينهء
هامش
( 1 ) . الف ، ب : از . ( 2 ) . ذيل عالم‌آرا ، ص 129 : بسى شاهد نصرت آمد به بر . ( 3 ) . همان : به اقبال شاهنشه بىهمال . ( 4 ) . ب : موايدات . ( 5 ) . ب : جهانگيرى . ( 6 ) . الف ، ب : گسترده . ( 7 ) . الف ، ب : فطنت .