چنان كنند كه آب به پاى خود به درون آستان ملايكآشيان « 1 » آمده باعث سيرابى تشنه لبان آن خطّهء خلدنشان تواند گرديد . و بنا بر آنكه بعضى ناتمامىها در آن عمارت خورشيد رواق از قبيل كاشى كارى و غير آن موقوف به سال ديگر بود ، سركار توفيق آثار ، جمعى از مردم كاردان را به جهت جمع آوردن مصالح و ساير اسباب لازمهء اتمام در آن روضهء سدره مرتبه گذاشته خود به صوب درگاه معلّى معاودت و حقيقت اتمام آن بقعهء خلد نظام و ناتمامى كاشى كارى و غير آن را به عزّ عرض رسانيد و چون از جويبار فرمان لازم الاذعان خاقان روزگار اجراى آب فرات به آن كعبهء حاجات شده بود و چنانچه گذشت آب آن چشمه سار به درياى نجف جارى گشت ، شعراى بلاغت پيشه « 2 » در بحر انديشه فرورفته گوهرهاى آبدار از براى ضبط تاريخ به كنار آوردند ، از آن جمله گوهر تاريخى است كه ميرزا صالح منشى برادرزادهء مؤلف تاريخ عالمآرا به غوص « 3 » آن پرداخته به زبان حال ساكنان آن خطّهء خلد مثال « 4 » تاريخ اجراى آن ساخته و هو هذا « 5 » :
قطعه *
شاه اقبال قرين خسرو دين شاه صفى * آنكه خاك قدمش زيور افسر آمد
يافت توفيق كه آرد به نجف آب فرات * اين بشارت به شه از ساقى كوثر « 6 » آمد
ساكنان نجف « 7 » از تشنگى آزاد شدند * رحمت حق همه را شامل و ياور آمد
سال تاريخ چو پرسيدم از ايشان گفتند * آب ما از مدد ساقى كوثر آمد
و چون اين گرامى خدمت ، چنانچه اشعارى به آن شد ، در مدّت دو سه سال به انجام پيوست ، اگر تاريخ مذكور مطابق اين « 8 » سال خير مآل نباشد عذر آن خواسته است .
هامش
( 1 ) . ب : آستان .
( 2 ) . الف ، ب : آيت .
( 3 ) . ب : عوض .
( 4 ) . الف ، ب : نشان .
( 5 ) . ب : « و هو هذا » ندارد .
( 6 ) . الف و ذيل عالمآرا ، ص 95 : از حيدر صفدر .
( 7 ) . الف و ذيل عالمآرا ، ص 95 : حرم .
( 8 ) . الف ، ب : اگر تاريخ آن مطابق آن .