تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مدّت از اطوار زياده‌سرانه سيّد محمد خان تفرّس « 1 » مىفرمود كه دود اين چراغ به كاخ دماغ وى راه برده او را بر سر كار خودنمايى آورده است ، لاجرم به صوابديد حزم و « 2 » دورانديشى كه در ديدهء اهل ديد بر تمامى امور سلطنت پيشى دارد بر آيينهء خاطر قدس مناظر پرتو ظهور افكند كه پيشتر از آنكه شرار آتش سوزان و قطرهء درياى بىكران گردد ذات قدسى سمات خود را از آسيب تفرقه و تشويش صيانت نمايد و مقارن آن استعفاى عيسى خان قورچىباشى از آن منصب و الا و استدعاى گوشه‌گيرى نوّاب سلطان العلماء از وزارت ديوان اعلى جزء اخير علت تامّه گرديده كارى به دست ارباب فتنه و فساد به تخصيص چراغ خان افتاد و خواست به اظهار خس و خار حسن عقيدت و اخلاص ، چاهى كه به دست غدر و مكيدت در راه شاهزادهء والاتبار صفى ميرزا در زمان خاقان گيتى پناه فردوس آرامگاه كنده بود خس‌پوش و هموار سازد و خانه‌برانداز « 3 » خانواده‌هاى قديم شد و خيريت ذات خود را بر عالميان عيان ساخته انهدام بنيان قصر حيات اولاد عيسى خان را به ازاى مهربانيها كه نسبت به وى كرده بود بر خود لازم شناخت و تا مطعون طعن جهانيان نباشد ، ساير نباير خاقان گيتىستان فردوس‌مكان « 4 » را به پسران عيسى خان انضمام داده افنا و اعدام همگى را مراعات مصلحت دولت ابد مدّت نام نهاد و كار را به جايى رسانيده بوده كه در خلا و ملا به بانگ بلند عرض مىنمود [ 67 ] صلاح دولت ابد مدّت در آن است كه از دخترزاده‌هاى خاقان گيتىستان اثر و نشان در جهان « 5 » نماند و تا يكباره خاطر و الا از رهگذر شور و شرّ ايشان اطمينان يابد ، نمىبايد گذاشت كه اطفال شير خوار ايشان از مهد رضاع قدم به مرحلهء نشو و نما گذارند و چون در اواخر اين سال ساقى خمخانهء قضا ، ساغر اعتبار و اقتدار عيسى خان قورچىباشى و جمعى را كه به دولت مصاهرت نوّاب گيتىستان « 6 » فردوس‌مكان محسود امثال و اقران بودند لبريز كرده بود ، زمانهء پربهانه ابواب زوال « 7 » دولت به چندين جهت بر
هامش
( 1 ) . ب : تفرسى . ( 2 ) . الف : جرم ، ب : « حزم و » ندارد . ( 3 ) . م : سازد خانه . ( 4 ) . الف ، ب : « فردوس‌مكان » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : « در جهان » ندارد . ( 6 ) . ب : « گيتىستان » ندارد . ( 7 ) . الف ، ب : روان .