تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
منازل خود پاى در دامن گوشه گيرى پيچيده « 1 » ، لا جرم اورنگ‌آراى سرير سلطنت فريدون و جم در بيست و سوم ماه مذكور ، رستم بيك سپهسالار را به منزل خليفه سلطان و رستم خان قوللرآقاسى را به خانهء ميرزا رفيع صدر روان و مقرّر فرمود كه چراغ چشم فرزندان ايشان را از حليهء نور پرداخته خاطر اقدس را از انديشهء شور و شرّ خيالى ايشان اطمينان دهند . القصّه ، در آن روز نور بينش سوز [ 68 ] چهار خلف خليفه سلطان و چهار پسر ميرزا رفيع صدر و يك پسر ميرزا رضى صدر كه بعد از پدر هم نام والد ماجد شده بود و يك پسر ميرزا محسن رضوى ، موسوم به ميرزا معصوم و دو پسر مشار اليه كه نبيره دخترى خليفه سلطان بودند ، چشم ظاهر بين از تماشاى وضع جهان بوقلمون پوشيده ديده عبرت بر گردش روزگار كم‌فرصت گشودند و چون يك پسر ميرزا محسن مذكور در مشهد مقدّس معلّى با پدر مىبود ، حكم جهان‌مطاع لازم الاتباع به اسم منوچهر خان بيگلربيگى آنجا به عزّ نفاذ رسيد كه جهان‌بين او را به دستور ديگران از نور « 2 » بينش عاطل و باطل گردانيد . و بعد از وقوع اين قضايا « 3 » چهار پسر حسن خان استاجلو مشهور به قراحسن را كه از صبيهء سلطان حيدر ميرزاى خلف ارجمند خاقان جنّت‌مكان در محال دارالمؤمنين قم و ساوه داشت ، يكى از غلامان را گماشتند « 4 » كه در آن ديار هر چهار را عرضهء تيغ تلف گردانيد . و همچنين در اثناى « 5 » اشتعال اين آتشكدهء قيل و قال ، چون به مسامع جلال خسرو بىهمال پيوسته بود كه تخته خان استاجلو قورچى تير و كمان در اين انديشهء خطا با عيسى خان هم داستان بوده به فرمان قهرمان قهر در شبى « 6 » كه واقعهء قتل پسران قورچىباشى روى نمود ، عباس قلى بيك پسرش به قتل پدر پرداخته به اين نيكوخدمتى خود را قائم‌مقام پدر و منظور نظر اشراق اثر ساخت و چون مير محمد طاهر سمنانى وزير عيسى خان نيز به محرميت اسرار نهانى متّهم بود او را نيز هم سفر تخته خان نمودند . و بعد از وقوع اين قضايا شمع متمناى چراغ خان به پرتو انوار
هامش
( 1 ) . م : پيچيد . ( 2 ) . الف ، ب : نور و . ( 3 ) . ب : قضيه با . ( 4 ) . ب : گماشته . ( 5 ) . ب : اثناى آن . ( 6 ) . الف ، ب : پيش .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 108 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى