تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
امراى معتمد كشور روم « 1 » اختيار و با چند نفر از سنجق‌بيگيان و بسيارى از لشكريان و سپاهيان به انجام آن كار نمايان روان نموده خود طريق عزيمت به جانب موصل پيمود و چون عقد جمعيّت عسكر قيامت هجوم روم از هم گسسته ، سلسله قرب ورود جنود ظفر ورود به هم پيوسته بود در آنجا نيز مجال اقامت محال شمرده روى هزيمت به صوب مملكت ديار بكر آورده و در ولايت ماردين « 2 » بار اقامت گشود . بالجمله ، در اين آمد و رفت بىفايدهء سردار ، شكستى كه به لشكر بىشمار خواندگار رسيد از جنود قيامت ورود صاحبقران عهد و زمان امير تيمور گوركان به سلطان « 3 » سعيد ايلدرم بايزيد نرسيده بود « 4 » . چه به انهاى منهيان و تقرير جمعى كه بعد از آن يورش سراپا شورش طريق اطاعت و شاهسيونى « 5 » به موكب معلّى مىپيمودند به وضوح پيوست كه خرمن حيات بسيارى از پاشايان و امرا و سنجق‌بيگيان كه يكى از آن جمله زور پاشا بود به شعلهء شمع « 6 » اقتدار غازيان قلعه‌دار به باد فنا رفته زياده برده هزار نفر از سپاه و لشكر عرضهء تيغ تلف شده بودند و هنوز تيغ انتقام عساكر نصرت فرجام و جنود بهرام انتقام در نيام قرار و آرام نگرفته بود كه به نيروى بازوى اقبال جهان‌گشا استرداد قلاع و بلاد شهر زور « 7 » و ساير ولايات كردستان روى نموده « 8 » [ 45 ] به تجديد ابواب فتوحات بىاندازه بر روى رايت منصور گشود . خلاصهء اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه چون خسرو پاشاى سردار روم ، چنانچه در طىّ گزارش سوانح و وقايع سال گذشته معلوم شد ، تسخير شهر زور و مريوان و ساير قلاع و بلاد ديار كردستان را ثمر پيش‌رس نهال جاه و جلال خود
هامش
( 1 ) . الف ، ب : از ميان روميان و پاشايان . ( 2 ) . ماردين : ولايت ماردين در جنوب شرقى تركيه در بخش آسيايى قرار دارد و مركز آن شهر ماردين است . ( دايرةالمعارف فارسى ) . ( 3 ) . ب : سلطنت . ( 4 ) . اشاره به نبردى است كه در سال 804 ه . ق . / 1402 م . بين امير تيمور و بايزيد عثمانى پسر سلطان مراد اوّل اتفاق افتاد در اين جنگ بايزيد اسير شد و سرانجام در آق‌شهر در اسارت درگذشت . ( 5 ) . الف ، ب : انقياد . ( 6 ) . م : تيغ . ( 7 ) . م : شهره زور . ( 8 ) . ب : « روى نموده » ندارد .