ارادهء پروردگار به برگزيدن ائمّهاى تعلّق نمىگرفت كه مردم را هدايت كنند ، همهء مسلمانان گمراه مىشدند و آيا كسى جز ائمّه ( ع ) يافت مىشد كه به امّت روحيه دهد و به تربيت فقيه همّت گمارد و جنبشهاى مختلفى ايجاد كند و با فلسفههاى بيگانه به مبارزه برخيزد و كفر تبهكاران را باطل كند و پرچم توحيد را به اهتزاز درآورد ؟ ائمّه ، روحيهء جهاد را در فاتحان مسلمان مىدميدند ، روحيهاى كه در نتيجهء فساد رو به نابودى گذاشته بود ، فسادى كه در ميان امّت ، در حال رشد بود و چيزى نمانده بود كه در رگهاى مسلمانان جريان يابد .
سخن خود را دوباره تكرار مىكنيم . اين جنبشها ، عواملى به شمار مىآمدند كه مقدارى از آزادگى و تمدّن امّت را حفظ كردند و اگر اين نهضتها افزايش مىيافت آزادگى و تمدّن مسلمانان نيز بيشتر مىشد . ولى ، همين مقدار آزادگى كه ناشى از ايثار افراد مكتبى بود ، به گونهاى وجود امّت و بقاى آن را تأمين مىكرد ، و گرنه خونريزيها و قتل و غارتها و پردهدريها ، به خانهء تمامى مسلمانان كشيده مىشد .
آيا يزيد ، به مسلم بن عقبه دستور نداد كه سه روز مدينه را غارت كند و هركس را كه به بردگى خويش اقرار نكرد ، بكشد ؟
آيا يزيد در همين سال كعبه را منهدم نكرد ؟
در آينده و در زمان حاضر ، هر امّتى كه سكوت اختيار كند و سياست را به خود واگذارد نه تنها ، به ذلّت كشيده مىشود بلكه ، بدون شك نابود خواهد شد . سرخپوستان آمريكا ، نمونهء مشخّصى از اين واقعيّت هستند و نمونههاى تاريخى بسيارى نيز يافت مىشوند كه اين حقيقت را تقويت مىكنند .
در اينجا به بررسى زندگى امام زين العابدين ( ع ) پايان مىدهيم .
پىنوشتها :
( 1 ) - كتاب العقد ، ج 1 ، ص 287 .
( 2 ) - مروج الذهب ، مسعودى ، ج 3 ، ص 166 .
( 3 ) - همان مأخذ ، مسعودى ، ج 3 ، ص 199 .
( 4 ) - همان مأخذ ، مسعودى ج 3 ، ص 98 .
( 5 ) - همان مأخذ ، مسعودى ج 3 ، ص 86 .
( 6 ) - همان مأخذ ، مسعودى ج 2 ، ص 39 .