تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
انجاميد ، تكرار نشود . چرا انقلاب مختار ، پس از حكومت چند ماهه و پس از گسترش دامنهء نفوذش تا مرزهاى ارمنستان - كه امروزه در اتّحاد جماهير شوروى واقع است با شكست روبرو شد ؟

اختلاف و نداشتن انديشهء واحد ، نخستين عامل شكست

شكّى نيست كه در گذشته و در روزگار ما ، علّت اصلى سقوط برخى از دولتها و جنبشها ، چيزى جز اختلاف نبوده است . اختلاف افراد مكتبى در زمان مختار نيز علّت عمده‌اى بود كه حكومت وى را به سقوط كشاند ، زيرا تمام مكتبيها در يك هدف مشخص يعنى ، نابودى دولت اموى و گرفتن انتقام امام حسين ( ع ) شركت داشتند و اين هدفى بود كه ايشان را گرد هم جمع كرده بود و همچنان كه قبلا يادآور شديم ، بيشتر جنبشها در جوامع اسلامى ، پس از فاجعهء كربلا شكلى همگانى يافت . از موالى گرفته تا عربها و از زنان و كودكان و مردان جوان گرفته تا مذهبيها و جنگجويان همگى ، در خونخواهى از امام شهيد ( ع ) جبهه‌گيرى كردند ، ولى اين مفهوم براى بيشتر مردم مبهم مىنمود ، ايشان از اصحاب امام حسين ( ع ) به شمار مىآمدند و معتقد بودند كه كشتن امام ( ع ) براى خروج ايشان عليه بنى اميه دليل كافى به دست مىدهد . اين مفهوم براى جمهور مردم ، مفهومى روشن و بديهى بود ولى در عين حال مفاهيمى به چشم مىخورد كه به توضيح نياز داشت . پرسشهاى زير را مىتوان از جملهء اين مفاهيم مبهم به شمار آورد . اگر ما بر حكومت بشوريم ، چه كسى رهبرى را به عهده خواهد گرفت ؟ شيوه و روش حكومت جديد چگونه خواهد بود ؟ ايشان حتّى در مورد شخصيّت امام حسين ( ع ) نيز اختلاف داشتند و از خود مىپرسيدند : امام حسين ( ع ) كيست ؟ آيا صرفا نوهء رسول اللّه ( ص ) است ؟ يا صرفا شهيدى در راه حق ؟ آيا او شخصيّت معصومى است كه اطاعتش واجب است ؟ و شكل حكومت و نظام اسلامى چگونه خواهد بود ؟ اينها مسائلى بود كه اكثريت قريب به اتّفاق مسلمانان تصوير روشنى از آنها نداشتند . و شايد پيچيدگى اين امور موجب آن شد كه افرادى همچون « عبد اللّه بن زبير » و « مصعب بن زبير » كه از پليدترين افراد و از دشمنان اهل بيت ( ع ) به شمار مىآمدند ، به نام امام حسين بر مسلمانان حاكميّت يابند و انقلاب امام حسين ( ع ) را به سرقت ببرند . عبد اللّه بن زبير همان كسى است كه حضرت على ( ع ) دربارهء او چنين فرموده است : « زبير با ما ( اهل بيت ) خواهد بود تا آن‌كه پسرش بزرگ شود . » و در جاى ديگر مىفرمايد : « زبير با ما خواهد بود تا آن‌كه فرزندش به دنيا آيد . » 1