انقلاب مختار چگونه به پيروزى رسيد و چرا با شكست روبرو شد ؟
انقلابها و جنبشهاى بسيارى ، اعم از مكتبى و غير مكتبى در تاريخ رخ داده است كه ، به علل پيش پا افتادهاى به پايان مىرسيدند ، مهمترين دليل قابل ذكر ، وجود طبيعتهاى بىشايبه و پاكى بود كه به علّت سادگى عاقبت به سقوط مىانجاميد ، زيرا جنبشيان چنين مىپنداشتند كه سلاح حق و عدالت و احسان ، تنها سلاحى است كه مىتواند همهء مشكلات را از ميان بردارد غافل از آن كه ، مشكلاتى وجود دارند كه جز با به كارگيرى زور و قاطعيّت ، از ميان نمىروند .
در ميان اين انقلابها ، انقلاب مختار ، جزء جنبشهايى به شمار مىآيد كه قربانى ساده لوحى خود شد كه چگونگى آن را در مباحث قبلى توضيح داديم ، ولى اسباب و علل مهمّ ديگرى نيز يافت مىشوند كه در وراى شكست مختار بن ابى عبيده ثقفى ، رخ مىنمايند . قبل از آنكه بعضى از اين علل را عرضه بداريم بايد يادآور اين حقيقت شويم كه : هدف از بررسى تاريخ آن است كه براى امروز ما مفيد افتد و مقصود نهايى آن تنها ذكر بيوگرافى اشخاص نيست ، به همين سبب كلمهء ( چرا ) را هنگام مطالعه يك پديدهء تاريخى هميشه تكرار مىكنيم ؟
چرا انقلاب مختار شكست خورد ؟
چرا انقلاب توّابين ناكام ماند ؟
و چرا انقلاب زيد بن على با شكست روبرو شد ؟
زيرا آنچه براى ما اهميّت دارد ذكر دلايل و شناخت اسباب پديدههاست چرا كه شناخت علل ، اين توانايى را به ما مىدهد كه ، ديگر نظير اين اسباب كه به سقوط انقلابهاى مذكور